رویای ایرانی ،رویایی که نیست

رویای آمریکایی مجموعه ای از ایده ها است که سابقه آن به اعلامیه استقلال آمریکا در قرن هیجدهم بر می گردد و با مدیریت هیات حاکمه آمریکا و از طرق مختلف در جامعه ترویج می شود.

 رویای آمریکایی می کوشد  آمریکا را سرزمین آزادی ها، فرصت ها و کامیابی ها نشان دهد. فرصت هایی که بدون هر شکلی از تبعیض در خاک آمریکا وجود دارد و هر شخصی بدون هیچ محدودیتی می تواند این کامیابی را جستجو کند.

هر آمریکایی می آموزد اگر اینجا که هست، کامیابی نیست، حتما یک گام آن طرف تر، فرصتی بزرگ در گوشه ای از خاک آمریکا انتظارش را می کشد و کافی است اندکی رنج سفر را تحمل کند.

 این رویا در آغاز مصرف داخلی داشت و کارکرد آن ایجاد پیوندی انداموار میان شهروندان آن کشور برای ایجاد حس قوی وطن پرستی و آباد سازی کشور بود اما به مرور و با تحولات تکنولوژیک و ارتباطی آثار فرهنگی و هنری آمریکایی که در سرتاسر جهان منتشر شد، محتوای عمده این آثار هم که متضمن "رویای آمریکایی" بود، با قدرت و کیفیت فوق العاده رسانه ای آمریکا منتشر شد و رویای آمریکایی خواه ناخواه به رویایی برای جهان تبدیل شد. حالا دیگر برای یک ژاپنی در توکیو هم آمریکا سرزمین رویا ها و فرصت ها است نه ژاپن، اگر در توکیو آرزو های او برآورده نمی شود، کافی است سفر کند، اما نه در ژاپن و به شهری دیگر، او باید به آمریکا سفر کند! همین رویا برای هندی ها، چینی ها، تایلندی ها، ترک ها، عرب ها و... ساخته شده و امپراتوری رسانه ای آمریکا آن را گسترش می دهد. هجوم مهاجران متخصص و ثروتمند یا دارای مهارت های گرانقیمت به آمریکا که در عمل نتیجه ای چون سرمایه گذاری خارجی در آمریکا دارد، نتیجه ترویج این رویا در خارج از مرز های آمریکا است.

البته رویای آمریکایی صرفا یک افسانه نیست یا لااقل کاملا بی وجه نیست، مهاجران به این سرزمین اخباری به سرزمین شان مخابره می کنند که صحت این رویا را اثبات می کند، اخباری در مورد آزادی، برابری، اشتغال، رفاه. معمولا از این جهات وضع مهاجر نسبت به وضع او پیش از مهاجرت و در کشور محل تولد او رویایی است.

علاوه بر آمریکا حاکمان هر کشوری می کوشند این حس وطن پرستی و ایمان به خاک پر فرصت و بخت وطن را در نهاد شهروندان گسترش دهند تا در آن ها انگیزه کافی برای آباد ساختن وطن ایجاد کنند.

 با توجه به این که فرار مغز ها، خروج سرمایه و مهاجرت از کشور ما در یک سطح تکان دهنده ای بالا است، مساله دارای جنبه های متعدد امنیتی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... است و متناظر با آن دستگاه های مختلف درگیر این امور و پیامد های آن هستند.

پرسش این است که "رویای ایرانی" چیست و کدام دستگاه متکفل تولید و ترویج آن در جامعه است؟

مهاجرت یک استاد پرواز چند صد هزار دلار به کشور میزبان سود می رساند، یعنی همان مبلغی که برای تربیت یک خلبان و بعد تبدیل او به استاد پرواز در طول سالیان متمادی باید هزینه شود، همین قدر هم برای کشور متبوع چنین استادی زیان بار است، حال تصور کنید "مهاجرت اغلب قریب به اتفاق دانش آموزان مدال آور المپيادي كشور طي 14سال گذشته به كشور هاي توسعه يافته دنيا" به چه معنا است؟ مهاجرت پزشکان متخصص، سرمایه داران عمده، کارآفرینان بزرگ و... چه پیامدهایی برای کشور میزبان و کشور متبوع اولیه دارد ؟

در کشور ما کدام دستگاه این داستان را ساخته، ترویج داده و حمایت می کند که  "ایران سرزمین آزادی ها، فرصت ها و کامیابی ها است، فرصت هایی که بدون هر شکلی از تبعیض در خاک ایران وجود دارد و هر شخصی بدون هیچ محدودیتی می تواند این کامیابی را جستجو کند. هر ایرانی جایی که هست، اگر کامیاب نیست، حتما یک گام آن طرف تر، فرصتی بزرگ در گوشه ای از خاک زرخیز ایران انتظارش را می کشد و کافی است اندکی رنج سفر را تحمل کند."

اگر هیچ دستگاهی و اگر این داستان هرگز ساخته نشده است،  و اگر ساخته شود، وجه و واقعیتی ندارد، باید عملکرد و حتی موضوعیت و توجیه وجودی دستگاه های متعددی که هر کدام از جهتی با این موضوع مرتبط هستند عمیقا مورد ارزیابی قرار گیرد.

420 کلیک ها  شنبه, 15 دی 1397 07:51
این مورد را ارزیابی کنید
(4 رای‌ها)
خرید بلیط هواپیما

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

بالا