برای رئیس جمهورنشدن ترامپ؛

آمریکایی ها ناچار به انتخاب کلینتون هستند

برای رئیس جمهورنشدن ترامپ؛
هیلاری کلینتون
پل پیلار می‌نویسد: ما شانسی برای انتخاب گزینه بهتر نخواهیم داشت، اما با وجود تمام انتقادهایی که به نگاه سنتی هیلاری کلینتون وجود دارد، تن دادن به او می‌تواند انتخابی به مراتب مطمئن‌تر باشد.

به گزارش راستین آنلاین،هیلاری کلینتون توانست آرای لازم برای نامزدی دموکرات ها در انتخابات ریاست جمهوری را به دست آورد. شاید بتوان گفت که راحت ترین بخش کارزار انتخاباتی برای هیلاری کلینتون و نویسندگان متن های سخنرانی او، تهیه فهرستی از دلایل معتبر است که چرا دونالد ترامپ برای رهبری ایالات متحده در ارتباط با سایر نقاط جهان مناسب نیست. کلینتون درست می گوید که ایده های دونالد ترامپ در سیاست خارجی به طور خطرناکی متناقض هستند.او گفته که «نقطه نظرات ترامپ در سیاست خارجی حتی ایده هم نیستند، بلکه صرفا مجموعه ای از مطالب عجیب و غریب، دشمنی های شخصی و دروغ محض است.» تلاش های ترامپ برای ابراز نظراتی منسجم در حوزه سیاست خارجی، اعلامیه ها و اظهاراتی متناقض بوده که بیشتر یادآور برچسب هایی است که به سپرهای خودرو چسبانده می شود تا طرح های سیاسی که روی آن با دقت فکر شده است. اخراج تمام مسلمانان از ایالات متحده، ساخت دیوار بزرگ مرزی (برای جلوگیری از مهاجرت غیرقانونی) و مجبور کردن کشور همسایه به پرداخت هزینه آن و تشویق عربستان سعودی، ژاپن و کره جنوبی برای داشتن تسلیحات هسته ای از جمله اظهارنظرهای خاص و متمایز ترامپ در حوزه سیاست خارجی بوده است و درست زمانی که با اشاره به لزوم بی طرفی آمریکا در مناقشه اسرائیل و فلسطین به نظر می رسد که ترامپ ایده ای جدید و سازنده را مطرح کرده، ناگهان مسیر متفاوتی را در پیش می گیرد.

کلینتون درست می گوید

کلینتون درست می گوید که ترامپ قطعا برای ریاست جمهوری نامناسب است. کلینتون گفته: «تصور این که ترامپ ما را وارد یک جنگ کند، بسیار ساده است، چرا که او بسیار احساساتی است و هر کسی می تواند به راحتی او را وادار به واکنش کند.»

زمانی که ترامپ حملات نظامی به عراق و لیبی را اشتباه خواند، مدعی شد که در گذشته نیز با این گونه مداخلات نظامی مخالف بوده است اما هیچ کجا نشانه ای دال بر صحت این ادعا وجود ندارد. در عوض سوابق او نشان می دهد که وی کمترین ارتباط یا تجربه ای در امور بین الملل نداشته که بخواهد درباره اموری چون عملیات نظامی که در آن زمان انجام شده، اظهارنظر کند.

نداشتن تجربه در روابط بین الملل یکی از بزرگ ترین و مهم ترین تفاوت های میان دو کاندیدای پیشتاز جمهوری خواهان و دموکرات هاست. کلینتون حق دارد که توجه ها را به این تفاوت جلب کند و یادآوری کند که «هیچ خطری جان مردم را تهدید نمی کند اگر که شما یک معامله گلف را از دست بدهید.»

همچنین این که ترامپ هیچ تجربه ای در حوزه خدمات دولتی ندارد، در تضاد شدید با سوابق هیلاری کلینتون است. ترامپ (در صورت پیروزی احتمالی) نخستین رئیس جمهوری تاریخ ایالات متحده خواهد بود که بدون هیچ تجریه ای در خدمات دولتی وارد کاخ سفید خواهد شد.

با توجه به این که پنج تن از روسای جمهوری ایالات متحده سابقا وزیر خارجه بوده اند، نشان می دهد که خدمات هیلاری کلینتون در دولت باراک اوباما، امری است که روزگاری برای ملت آمریکا از اهمیت بسیاری برخوردار بوده است.

سخنرانی اخیر هیلاری کلینتون به دلیل اینکه بیشتر حول محور انتقاد از سیاست خارجی دونالد ترامپ و کمتر در دفاع از خود بوده، آنطور که انتظار می ‎رفت نبوده است. این رویکرد نمی تواند افرادی را که معتقدند چند دولت گذشته مسیر درستی را در پیش نگرفته اند، راضی کند. بسیاری از مردم ایالات متحده، حتی اگر نتوانند بگویند مسیری که به اعتقاد آنان ایالات متحده باید در پیش بگیرد، دقیقا چگونه مسیری است، جذب دونالد ترامپ شده اند، چرا که میان تمام مطالب نامسنجم و درهمی که ترامپ بر زبان می آورد. به نظر می رسد که او به دنبال تغییر است، از جمله در حوزه سیاست خارجی. سیاست خارجی کلینتون همچنین نمی تواند افرادی را راضی کند که فکر می کنند سیاست امنیت ملی ایالات متحده با دستاوردهای اندک، هزینه های سنگینی را به رای دهندگان آمریکایی تحمیل کرده است.

اگر بخواهیم منصف باشیم، کلینتون از سیاست هایی صحبت کرده که نه تنها متفاوت از سیاست های ترامپ هستند، بلکه خاص و سازنده هم هستند. او حق داشته یادآوری کند که «نخستین اولویت ما این است که در خانه قوی باشیم. این به معنی سرمایه گذاری در زیرساخت های ایالات متحده، آموزش و نوآوری است که زیربناهای یک اقتصاد قدرتمند هستند. ما نیاز داریم که نابرابری درآمدی را کاهش دهیم.»

هیلاری کلینتون همچنین حق داشت که میان نظرات خود درباره تغییرات آب و هوایی و استفاده از شکنجه با نظرات دونالد ترامپ یک خط روشن بکشد و تمایز قائل شود. کلینتون اما در ادامه سخنرانی خود بار ها و بار ها به دامن جنبه هایی از یک باور پذیرفته شده سنتی در واشنگتن افتاد که به جای راه حل بیشتر بر تداوم مشکلات تاکید دارد. به عنوان مثال، در سخنرانی های کلینتون سهم روابط با متحدان و چگونگی مواجهه با دشمنان نسبتا یکسان و خوب بود. کلینتون وقتی که گفت «این ها کشورهایی هستند که با وجود اختلاف نظر ها منافع مشترکی با ما دارند و دونالد ترامپ این پیچیدگی موجود در سیاست خارجی را نمی بیند» نشان داد که درک خوبی از دیپلماسی با دشمنان دارد. با این حال او به این مساله اذعان نکرد که میان اختلاف نظر ها و منافع نیز اختلاط وجود دارد؛ به این معنی که در روابط با کشورهای دیگر، تعارض منافع میان متحدان نیز باید در نظر گرفته شود. مثلا این تعارض زمانی به وجود می آید که کلینتون تلاش دارد تا از دیپلماسی که منجر به توافق هسته ای با ایران شده، حمایت کند. او همچنین از امنیت اسرائیل صحبت می کند، بدون اشاره به این مساله که دولت اسرائیل تمام تلاش خود را به کار بست تا همان توافقی که کلینتون دفاع کرده را از میان ببرد.

صحبت کلینتون درباره سیاست ایالات متحده در برابر داعش هم بازتابی از رویکرد معمول واشنگتن از جمله استفاده از توان نظامی بود. کلینتون در اینجا هم به پرسش های کلیدی درباره هزینه ها، تاثیرات و این که منافع کلیدی ایالات متحده در مبارزه با داعش کجا تعریف شده اند، هیچ اشاره ای نکرد. کلینتون حق دارد که بگوید رویکرد او برای مقابله با داعش به مراتب خاص تر و شفاف تر از رویکرد ترامپ است. اما به نظر می رسد که این طرح شامل سیاست های فعلی معطوف به دیپلماسی برای حل و فصل جنگ داخلی سوریه است. در حالی که کلینتون همچنین می گوید ایالات متحده باید با تشدید حملات هوایی در عراق و سوریه علیه تروریست‎ ها، از طریق زمینی نیز از متحدان عرب و نیروهای کرد حمایت کند.

رویکرد کلی کلینتون همان چیزی است که در سخنرانی او شنیده شده است

می توان گفت رویکرد کلی کلینتون همان چیزی است که در سخنرانی او شنیده شده است: «آمریکا یک کشور استثنایی است که اگر رهبری را کنار بگذارد خلایی ایجاد می شود که هرج و مرج به دنبال خواهد داشت یا کشورهای دیگر برای پر کردن این خلا با عجله از راه خواهند رسید.»

این استعاره افتضاح «خلاء» به این معنی که اگر ایالات متحده در مناطق ناآرام جهان مداخله نکند و منطقه ای را اشغال نکند با مشکلات پرهزینه ای روبه رو خواهد شد، برآمده از تفکری است که بار ها ایالات متحده را به دردسر انداخته است: از جمله در جاهایی که امروز نیروهای آمریکایی حضور دارند.

از شواهد چنین برمی آید که در سال انتخاباتی ۲۰۱۶، قرار نیست سیاست امنیت ملی ایالات متحده به مسیر درستی وارد شود و اولویت نخست باید جلوگیری از ورود دونالد ترامپ و اندیشه های نامنسجم او به کاخ سفید باشد، زیرا کاخ سفید جایی است که بزرگترین آسیب بالقوه علیه منافع ایالات متحده در آن آرمیده است.

گرچه این بسیار بد است که ما شانسی برای انتخاب گزینه بهتری نخواهیم داشت، اما با وجود تمام انتقادهایی که به نگاه سنتی حاکم بر واشنگتن و سیاستمدارانی چون هیلاری کلینتون وجود دارد، تن دادن به انتخاب او می تواند انتخابی به مراتب مطمئن تر باشد.

216 کلیک ها  چهارشنبه, 19 خرداد 1395 ساعت 08:01
این مورد را ارزیابی کنید
(3 رای‌ها)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

بالا