تک دوره ای بودن ریاست جمهوری روحانی؛ آرزوی ممکن؟

تک دوره ای بودن ریاست جمهوری روحانی؛ آرزوی ممکن؟
محمود احمدی نژاد
می توان ژست دلسوز نظام و انقلاب را گرفت و هر روز بذر یاس و ناامیدی کاشت تا شاید این بذرها در انتخابات ریاست جمهوری به ثمر بنشیند و روحانی اولین رییس جمهور یک دوره ای تاریخ ایران شود.

قدرت تصورات از واقعیت بیشتر است. با تکیه به همین پیش فرض است که هر روز باید سرمقاله بنویسی، خبر تولید کنی، روزنامه منتشر کنی و بگویی دولت روحانی دستاوردی نداشته، برجام شکست خورده و دیپلماسی روحانی جز ضعیف کردن ایران و براق کردن دشمنان نتیجه ای نداشته است. با تکیه بر همین پیش فرض می توان ژست دلسوز نظام و انقلاب را گرفت و هر روز بذر یاس و ناامیدی کاشت تا شاید این بذرها در انتخابات ریاست جمهوری به ثمر بنشیند و روحانی اولین رییس جمهور یک دوره ای تاریخ ایران شود.

در ماه گذشته، چند خبر جالب توجه وجود داشت. یکی آن که وزیر نفت دولت احمدی نژاد- که عنوانش الان دیگر به یک صفت تبدیل شده و همین به وضوح می تواند موجبات سکوت طولانی مدت یک فرد را در عرصه رسانه فراهم کند- در مصاحبه ای از یقین خود به یک دوره ای بودن دولت روحانی سخن گفت و این که برایش مسلم است دولت بعد اصولگراست و این دولت در چهار سال آینده نخواهدبود.

به اعتقاد میرکاظمی، عضو جبهه پایداری، با ضعفی که دولت یازدهم نشان داده است، امریکایی ها متوجه شده اند که تحریم ها را نباید بردارند و اگر تحریم ها برداشته نشود، وضعیت اقتصادی بدتر می شود و قطعا روحانی رای نمی آورد. وی با وفاداری کامل به احمدی نژاد، هیچ تردیدی ندارید که «اگر همین الان احمدی نژاد با روحانی رقابت کند، رای می آورد».

روزنامه کیهان هم به نقل از رسانه ها و چهره های تندرو امریکایی، حاصل نهایی برجام را لیبرالیزه کردن ایران معرفی کرد و از قول پرفوسرو برنر نامی نوشت روح برجام یعنی براندازی. سایت مشرق نیز حسن روحانی را با چمبرلین، نخست وزیر بریتانیا، مقایسه کرد که معتقد بود می تواند از طریق سازش با هیتلر از جنگ جلوگیری کند و بر مبنای همین باور، توافقنامه مونیخ را با هیتلر امضا کرد اما این توافق مقدمه تصرف مناطق بیشتری از سوی هیتلر شد. 

سیاست چمبرلین به «سیاست مماشات» معروف شد و سرنوشت تلخی برای او رقم زد. حال روحانی هم با سیاست لبخند و مماشات با غرب مقدمات پیشروی هرچه بیشتر آن ها را فراهم می کند و در حال حاضر هم، به دلیل ضعفش در مقابل غرب، احتمالا به حاشیه سازی و جنجال آفرینی در داخل روی خواهدآورد.

نشان دادن خود واقعیت برای از بین بردن این تصورات یکی از کارهایی است که دولت باید انجام دهد و شاید به همین دلیل است که بخش زیادی از حرف های دولتمردان را اعداد و ارقام و درصدها تشکیل می دهد و البته حساب باز کردن روی مردمی که آرامش اقتصاد، کاهش تورم و رشد اقتصادی را در زندگی خود درک می کنند. 

احمدی نژاد و روحانی

اما راه دیگری هم برای رو به رو شدن با سازندگان تصور ناکام ماندن روحانی رد تحقق و عده هایش وجود دارد و آن، یادآوری یک نکته مهم است؛ این که همین روحانی که امروز برای بر زمین زدنش از هیچ کاری فروگذار نیستند و برای از بین بردن دستاوردهایش حتی بر منافع بلندمدت خود نیز چشم می بندند، در گذشته ای که هنوز بغل گوش ماست، همچون کشتیبانی متبحر، یک کشتی بحران زده را کنترل کرد و حتی برخی معتقدند که از غرق شدنش جلوگیری کرد و سایه جنگ را از ایران دور کرد. و برخی دیگر هم او را کنترل کننده کسانی می دانند که آگاهانه در حال سوراخ کردن این کشتی بودند. آن روزهایی که سیاست مرده بود و تنها هراس در هوا جریان داشت هنوز از خاطره کسی پاک نشده است. اما فقط همین نبود.

کافی است کمی عقب برویم. سرمقاله کیهان فردای پیروزی روحانی را بخوانید. یا نه، اصلا تیتر های صفحات یک و دوی این روزنامه را هم ببینید: «روحانی اصلاح طلب نیست»؛ «رودست خوردن اپوزیسیون خارج نشین» و... در آن سرمقاله که عنوانش «سناریوی ناکام دشمن» بود، نویسنده عَلَم پیروزی روحانی را به دست گرفته بود و آن را به دشمنان نظام و اپوزیسیون خارج از کشور نشان می داد و آن مردمی را که روی برگه های رایشان نام روحانی را نوشتند گواه مشروعیتی می دانست که معتقد بودند نظام ایران از دست داده است. پیروزی روحانی در آن روز مبین بی تاثیر بودن «شدیدترین تحریم ها علیه ایران» و مردمی بودن انتخابات در مقابل کسانی بود که معنی انتخابات مهندسی شده در ایران بودند.

 از آن سرمقاله جلوتر بیاییم. ماه گذشته مصباحی مقدم در رد احتمال آمدن احمدی نژاد سخن گفت و به نکته ای ناگفته اشاره کرد، به روزی که «احمدی نژاد گزارشی به رهبری داد که ما به آخر خط رسیدیم و با توجه به قطعنامه های شورای امنیت درباره انرژی هسته ای باید آن را امضا کنیم، ولی رهبری با این گزارش مخالفت کردند که بعد از این مخالفت احمدی نژاد با رهبری دیدار کرد و گفت اگر شما این دیدگاه را قبول ندارید، من دیگر مسئول این پرونده نیستم و رهبری با صراحت و قاطعانه فرمودند خودم این مسئولیت را قبول می کنم.» 

روحانی دیپلماتیک

به آخر خط رسیدن حرفی نبود که براساس آن روحانی با غربی ها مذاکره کرد، بلکه با حفظ برابری و رعایت شان ملت ایران توافق هسته ای امضا شد. هر قندی درباره برجام هم باید با لحاظ کردن آن کاری که روحانی نمی توانست و رقیبش توانست انجام دهد، مطرح شود. 

اگر برجام در دوره روحانی به حریص تر شدن غربی ها منجر شده است، امضای این توافق با پیش فرض به آخر خط رسیدن چه میوه ای را در دامن آن ها می انداخت؟ بنابراین روحانی همان قدر که فضای تنفسی برای اصلاح طلبان ایجاد کرد، راه بسته نفس گروه مقابل را نیز باز کرد و همان طور که پیروزی اش شکست مخالفان اصلاحات نبود، شکستش نیز فتح و ظفری برای آن ها به دنبال نخواهدداشت. ناامید کردن مردم از روحانی، ناامیدکردن آن ها از سیستمی است که توان بازسازی خود را در سخت ترین شرایط دارد. ناامید شدن آن مردمی که بعد از توافق هسته ای به خیابان ها ریختند، به بیرون آمدن آن ها به نفع مخالفان روحانی منجر نخواهدشد.

حرف مهمی که کوچک زاده گفت: من را تحقیر می کنید!

آدم ها با هم اختلاف نظر و اختلاف منابع دارند؛ به همین دلیل سیاست را خلق کرده اند تا راهی برای همزیستی همه نظرها با یکدیگر و شریک شدن آن ها در قدرت بیایند. این تعریف ساده ترین و در عین حال بنیادی ترین تعریف از سیاست است.  جایی که جنگ نیست و جایی که انسان ها یکدیگر را نه حذف بلکه تحمل می کنند. 

بنابراین هر اکثریتی به دلیل آن که می داند احتمال قابلیت شدنش وجود دارد، حیات و حقوق طرف مقابل را به رسمیت می شناسد. با گذشت 4 دهه از انقلاب ایران و استقرار حکومت جمهوری اسلامی، ما در کجای این تعریف از سیاست قرار داریم؟ با نگاهی گذرا به فراز و فرودهای سیاسی در 4 دهه گذشته م یتوان به این حکم کلی رسید که در ایران توان همزیستی گروه های سیاسی در 4 دهه گذشته می توان به این حکم کلی رسید که در ایران توان همزیستی گروه های سیاسی با یکدیگر وجود ندارد.

کوچک زاده

وقتی چپ ها بر سر کارند، راست ها طرفداران اسلام امریکایی هستند و خط امام (ره) خط چپ هاست. وقتی راست ها سر کارند، چپ ها ضدنظامند و جاسوس امریکا و برانداز. وقتی اصلاح طلبان بر قدرت سوارند، به دنبال فتح سنگر به سنگر قدرت و تنظیم توپخانه روی رقیبند و وقتی مخالفان اصلاحات قدرت می گیرند، از زندانی کردن رقیب هم ابایی ندارند.

به همین دلیل است که وقتی کوچک زاده در مجلس احساس تحقیرشدن می کند باید حرفش را شنید؛ نه از روی ترحم و دلسوزی برای کسی که شکست خورده است بلکه به خاطر روزی که اگر کوچک زاده رییس مجلس شد، مخالفش را تحقیر نکند.

احتمالا کسی مانند حجاریان هم با چنین دغدغه ای وقتی می بیند تمام اصولگرایان پایتخت از مجلس بعدی خط خورده و حذف شده اند، مدلی را طراحی می کند تا فقط شادی امروز را ندیده باشد. حجاریان دلسرد شدن یک جناح سیاسی (اصلاح طلبان یا اصولگرایان) را از انتخابات خطرناک می داند چرا که اگر قرار باشد یک گروه در همه انتخابات ها بازنده باشند، دیگر انتخابات برایشان مفهومی نخواهدداشت و ممکن است به طور کلی در نهاد انتخابات تشکیک کند و آن را هدف قرار دهند.

 به همین دلیل او پیشنهادی را برای تغییر سیستم انتخابات در ایران ارائه کرد. از نگاه تئوریسین اصلاحات، با سیستم فعلی انتخابات کشور، گروه های سیاسی مختلف به میزان پایگاه رایشان کرسی های مجلس را به خود اختصاص نمی دهند. لذا باید کل ایران یک حوزه انتخابیه شود و مردم به جناح ها رای بدهند تا نسبت به رای هر جناح، درصدی از کرسی های مجلس را در اختیار بگیرند. اگر این سیستم حاکم بود، به طور مثال، در انتخابات اخیر در تهران تعدادی کرسی به اصولگرایان هم می رسید.

خاطره غفاری از برخورد امام (ره) با انتشار یک عکس

هادی غفاری، نماینده سه دوره مجلس، در گفت و گو با «عصر ایران» به خاطره ای ناگفته از نحوه برخورد امام (ره) با دیدن عکسی از خانمی در کنار ناخدا یکم بهرام افضلی، فرمانده وقت نیروی دریایی ارتش که در دهه 60 به جاسوسی متهم، محکوم و اعدام شد، اشاره کرد.

غفاری

او در این خاطره از روزی حرف زد که پرونده 4 هزار صفحه ای علیه ناخدا افضلی را نزد امام (ره) برد. «در این پرونده قطور، به جز اسناد و مدارک بسیار، عکسی هم بود که در آن ناخدا افضلی در مراسمی کنار زنی نشسته بود که پوشش نامناسبی داشت. ما تصور می کردیم همین عکس مدارک را کامل و محکم می کند و جای تردید باقی نمی گذارد اما امام (ره) وقتی این عکس را دید، آن را از من گرفت و با لحن تند و از سر نارضایتی گفت: این عکس چیست آقای غفاری؟! آقای غفاری مبارزه ما شرافتمندانه است و این روشی که در پیش گرفته اید غیرشرافتمندانه است و اگر به شما حسن ظن نداشتم، به خاطر این عکس دستور می دادم شما را تعزیر کنند. 

آبروی افراد را چرا می برید؟ و بعد هم به من گفتند اصل این عکس کجاست؟ گفتم نزد من است. گفتند تا من نماز می خوانم، بروید و عکس را بیاورید. به ایشان عرض کردم با شما نماز بخوانم و بعد بروم؟ با حالتی تند فرمودند: نخیر! لازم نکرده است، بفرمایید! نمی دانم مسیر جماران تا تهران نو را چگونه طی کردم که تا نماز امام (ره) تمام شده بود خود را به جماران رساندم و نگاتیو عکس را هم تحویل امام (ره) دادم. امام (ره) به احمدآقا گفت: دستگاه خردکن را بیاور و عکس را خودشان در آن دستگاه قرار دادند و حتی بعد از پودر شدن کامل عکس، دست خود را در جعبه پودر کردند و آن را هم به هم زدند.»

داخل پرانتز

- سه نفر در زابل به دستور مافوقشان که یکی از مدیران دخیل در خدمات شهری شهرداری زابل است، چند دبه اسید به دست گرفتند و اقدام به اسیدپاشی به تعداد زیادی از نهال های تازه کشت شده در خیابان شهید باقری شهر زابل کردند. این سه نفر با قرار وثیقه آزاد شده اند ولی تاملی کوتاه در پروسه کاری که کرده اند، ضرری ندارد.

محسن قرائتی

- محسن قرائتی که چندی پیش نظراتش در مورد بی ثمر بودن دانشگاه و مدرسه و ضرورت آموزش مهارت های کاربردی در دانشگاه منتشر شد، اخیرا برای حوزه ها نیز رسالتی جدید طراحی کرده است؛ مدلی به نام خنده حکیمانه که مطابق آن 50 هزار طلبه با ایجاد کردن 50 هزار خنده حکیمانه نیاز به خندوانه را از بین می برند و دیگر به صرف هزینه نیازی نیست.

سرویس سیاسی راستین آنلاین

148 کلیک ها  چهارشنبه, 23 تیر 1395 ساعت 11:23
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

بالا