گزارش یک فاجعه/وقتی بی مسئولیتی یک پزشک ،معلمی را به کام مرگ می کشاند

گزارش یک فاجعه/وقتی بی مسئولیتی یک پزشک ،معلمی را به کام مرگ می کشاند
سوسن منافی
گزارشی که در پی می آید روایت تلخی از بی مسئولیتی یک پزشک جراح در یکی از بیمارستان های خصوصی شهر شیراز است که منجر به مرگ یک انسان شد.

اولین روزهای پاییز 1393 خودرو پراید حامل چند معلم در بازگشت از روستا های اطراف مرودشت، با یک دستگاه نیسان رخ به رخ می شود، در جریان این تصادف یک نفر از سرنشینان در دم ازبین می رود و 3 سرنشین دیگر مجروح و به بیمارستان مرودشت منتقل می شوند.

سوسن منافی معلم ریاضی با 14 سال سابقه خدمت در منطقه مرودشت، یکی از مصدومان بود که از ناحیه ساق پا دچارجراحت شده بود، که به بیمارستان مرودشت منتقل می شود، پس از معاینه اعلام شد، نامبرده از ناحیه ساق پای چپ دچار شکستگی نازک نی و درشت نی شده و همچنین با توجه به سونوگرافی انجام شده مشخص می شود که به دلیل  جراحات وارده آسیب دیدگی عروق نیزدارد.

با توجه به نبود پزشک جراح عروق در بیمارستان مرودشت تصمیم به انتقال مصدوم به شیراز گرفته می شود که بارضایت خانواده، سوسن به یکی از بیمارستان های خصوصی شیراز منتقل و توسط پزشک جراحی که خود را اورتوپد و جراح عروق معرفی می کند عمل می شود.

یادآور می شود که مصدوم تا لحظه ورود به اتاق عمل کاملا هشیار بوده، به گونه ای که به حالت نشسته مشخصات فردی خود را به مسئولین داده.

پس از انجام عمل، وی به بخش icu منتقل و حال وی نیز رضایت بخش اعلام می شود، طبق اظهارات پرستاران حاظر در بخش، سوسن در نیمه های شب دچار خون ریزی شده که موضوع به دلیل عدم حضور جراح مذکور به پزشک کشیک اطلاع داده و گفته می شود که پای بیمار نبض ندارد و پیوند رگ پای بیمار جواب نداده، ولی دکتر تنها تزریق خون را تجویز می کند و حتی با اینکه سطح هوشیاری بیمار روی 7 بوده لوله اکسیژن را که برداشته شده بود وصل نمی کند.

ایست قلبی بیمار

ساعت 6 صبح 27 مهر سوسن به دلیل خونریزی دچار ایست تنفسی قلبی شده که متاسفانه چون عملیات احیاء دیر انجام می شود با وجود اینکه بیمار علایم حیاتی را باز می یابد ولی دچار مرگ مغزی می شود.

مسئولین بیمارستان مرگ مغزی بیمار را به خانواده سوسن اطلاع نمی دهند و تنها می گویند که در بی هوشی است.

 پس از گذشت سه روز خانواده مصدوم در حالی که منتظر به هوش آمدن سوسن بودند متوجه می شوند که چند نفر برای انتقال بیمارشان به بیمارستان نمازی مراجعه کرده اند، علت را جویا می شوند که در جواب به آن ها  گفته می شود بیمار شما 3 روز است که مرگ مغزی شده و اگر بیش از این بماند اعضاء بدنش فاسد می شود، و ما برای بردن اعضاء بدن سوسن آمده ایم .

سوسن که در روستا های محل خدمتش به فردی خیر و نیک اندیش معروف بود و همیشه در پی حل مشکلات پزشکی دانش آموزان و خانواده آن ها بود، اکنون خودش بی جان و به دلیل بی مبالاتی یک پزشک جراح که با نداشتن تخصص لازم اقدام به عمل کرده بود روی تخت بیمارستان افتاده است.

خانواده سوسن با شناختی که از عزیزشان داشتند با اهداء عضو موافقت کردند و قلب، قرنیه، کبد و کلیه های وی را برای نجات چند بیمار نیازمند اهداء کردند، اما بیمارستان با وجود اینکه تمام هزینه های عمل و نگهداری فرد اهداء کننده توسط بیمارستان گیرنده عضو پرداخت می شود، ترخیص وی را منوط به تصویه حساب کامل می کند، که خانواده سوسن منافی تمام مخارج را می پردازد.

خونسردی پزشک جراح

نکته قابل تامل اینکه پزشک جراح بعد از شنیدن نتیجه عمل و دیدن بیمارش کاملا خونسرد با موضوع برخورد می کند وعلاوه بر دستمزد 6 میلیون تومانی که در فاکتوربیمارستان آمده بود 3 میلیون تومان دیگر نیز مطالبه می کند، و اینبار هم خانواده منافی همه را پرداخت می کنند تا بدن سوسن را پیش از فاسد شدن ترخیص و به بیمارستان نمازی برا ی اهداء عضومنتقل کنند.

پس ازحادثه مرگ مظلومانه سوسن، خانواده وی موضوع را دنبال و با جمع آوری مستندات مبنی بر عدم صلاحیت پزشک جراح و عدم رسیدگی لازم در بخش icu ، اقدام به شکایت می کنند، تا اینکه در تاریخ 1394/3/4 پزشکی قانونی علت مرگ سوسن منافی را قصور پزشکی اعلام می کند ومیزان تقصیر پزشکان و پرستاران بیمارستان خصوصی یاد شده را به این ترتیب اعلام می کند.

 قصور پزشک جراح، 45 درصد، قصور دکتر کشیک 30 درصد، قصور پرستار  و دیگر عوامل بخش icu  ده درصد، که در مجموع میزان قصور عوامل بیمارستان در مرگ سوسن را 85 درصد اعلام و 15 درصد مانده را به دلیل تصادف اعلام می کند، به زبان ساده بیمار توسط عوامل بیمارستان خصوصی یاد شده کشته شده است .

اما فاجعه بزرگتر رای صادره از سوی هیات تجدید نظر انتظامی استان فارس است، که در آن متهم ردیف اول یعنی پزشک جراح که با نداشتن تخصص جراحی اقدام به عمل پیوند عروق کرده و بعد از عمل هم که طبق قانون باید دست کم تا 4 ساعت روند بهبودی بیمار را دنبال کند، از بیمارستان خارج شده، تنها به 3 ماه محرومیت از حضور در محلی که عمل را انجام داده محکوم کرده و دیگر عوامل نیزبه درج تخلف در پرونده محکوم شده اند.

سوسن منافی جان خود را ازدست می دهد اما،سئوالی که باقی می ماند این است که آیا ارزش جان یک انسان در نظام پزشکی ما تنها به اندازه سه ماه محرومیت است و سیستم بهداشتی و پزشکی کشور هیچ اقدام پیشگیرانه ای نمی تواند انجام دهد تا بعد از این جان انسانهای دیگر به خطر نیافتد و فدای خود خواهی یک پزشک بی مسئولیت و بیمارستان هایی که تنها در پی سود و پول اندوزی هستند نشود.

چگونه است که یک مصدوم فقط به دلیل شکستن استخوان پا باید از زندگی ساقط می شود و هیچ دستگاه نظارتی نیست که حادثه را دنبال کند، و پیگیری های خانواده با اینکه ثابت می شود که بیمارستان و عوامل آن 85 درصد مقصرند به هیچ جا نمی رسد.  

متاسفانه چنین بی مبالاتی هایی که نمونه های آن هم کم نیست نشان می دهد که سوگند پزشکی هیچ جایگاهی نزد برخی از پزشک نمایان ندارد و به بیمار به عنوان یک کیس پولساز و در آمد زا نگاه می شود.

 بدیهی است تا وقتی قانون در برخورد با چنین جنایاتی عاجز است، همه روزه باید شاهد از بین رفتن سوسن هایی باشیم که مظلومانه فدای بی مبالاتی و خود خواهی عده ای منفعت طلب می شوند

2378 کلیک ها  دوشنبه, 18 مرداد 1395 ساعت 09:07
این مورد را ارزیابی کنید
(11 رای‌ها)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

بالا