•  بهمن ایزدی کویرشناس مطرح ایرانی عنوان کرد:

مردم درحفظ حیات وحش و محیط زیستشان ازدولتی هاجلو ترند

مردم درحفظ حیات وحش و محیط زیستشان ازدولتی هاجلو ترند
   
مردم درحفظ حیات وحش و محیط زیستشان ازدولتی هاجلو ترند |||| ||||

بهمن ایزدی ازفعالان محیط زیست کشورمان،کویرشناس وبانی ثبت کویرلوت در فهرست میراث جهانی درحاشیه برنامه تور تخصصی سه روزه ارسنجان گردی وتالاب شناسی درگفتگو باخبرنگار ماگفت: در طول سی،چهل سال فعالیت مستمرخوددر حوزه حفاظت از محیط زیست ومنابع طبیعی خاطرات زیادی ازسفرهایم به مناطق گوناگون کشور دارم،از مدیران محیط زیستی که باانها کارکرده ام تامحیط بانان وشکارچیانی که ازخاطراتشان برایم گفته اندوبخشی ازانهارادر ذهنم دارم.

 
 چند وقتی بودکه هوشنگ ضیایی از مدیرکلی محیط زیست فارس به منطقه‌ای دیگر رفته  و جایش را به فردی بنام خسرو ده‌بزرگی داده بود. 
 
خسرو انسان شریف و علاقه ‌مندی بود،‌ از مدیرانی که هر وقت لازمش داشتیم در طبیعت بودوبه پشت میز نشینی عادت نداشت. همین مولفه‌ ها باعث شده بود از نزدیک سختی‌ها را مشاهده و درتصمیم‌ گیری‌هایش آن‌ها را لحاظ کند.
 
وی اظهارداشت:آن زمان اصطلاح محیط‌بان هنوز جا نیفتاده بود ،‌ محیط‌بانان شکاربان بودند و گونه‌هایی مثل کل و بز و قوچ و میش هم تحت عنوان شکار دسته‌بندی می‌شدند.خسرو ده‌بزرگی چنان از گفته من( بهمن ایزدی) متعجب شد که گفت اگر جای تو دیگری بود حتما کلامی درشت به او می‌گفتم و خودکاری به سمتش پرتاب می‌کردم. من اما مایوس نشدم طی دو ماه او هر وقت خسرو ده‌بزرگی رامیدیدم با او در این باره صحبت میکردم و پس از این مدت ازخواسته ام دست میکشید م تا او به تنهایی فکر کند و این صبربالاخره نتیجه داد.
 
چه بسیارشکارچیانی که خودشان مانع ازشکارشدند
 
بهمن ایزدی افزود:روزی خسرو به من گفت بهمن برو و آن چند نفر را بیاور، تصور من این بود که قصد مجازات‌ شان را دارد،‌ گفتم خسرو دست بردار!به من گفت من اجازه‌اش رااز میرزا طاهری که رئیس سازمان و معلم و دوست شهید‌رجایی بود،‌ گرفته است. با استخدام آن‌ها کار من تازه آغاز شده بود،‌ شب و روزها با آن‌ها بودم،‌ یک‌سری ملزومات مانند دوربین وکوله‌پشتی به آن‌ها دادم و درباره حیات‌ وحش و گیاهان حرف می‌زدیم. یکی از این افراد عزیز بذرافکن بود،‌ سال‌ها بعد عزیز در مواجهه با شکارچیان جان عزیزش را از دست داد. سهراب زارع از دیگر اعضای آن گروه و قشقایی بود،‌ او هم آن‌قدر به این سرزمین عاشق بود که در درگیری با شکارچیان جان شریفش را از دست داد. هوشنگ ضیایی هم درکار نامه‌اش موارد این‌چنینی کم ندارد. اکبر شاهین‌پور زمانی شکارچی بود و زندگی‌اش در کوه‌ هابود. اکبر، تنها گاهی از کوه پایین می‌آمد تا خانواده‌اش به او غذا برسانند و در عوض او لاشه‌ها را تحویل دهد. هوشنگ، اگرچه اکبر را  در کوه‌ها نگه داشت اما این بار اکبرمحافظ بودنه شکارچی.
 
رییس هیات مدیره تشکل غیردولتی طبیعت زاگرس سبز بیان داشت: فهرست شکارچیانی که به صف محیط‌بانان به واسطه محدود یت‌های اداری و استخدامی پیوسته‌اند شاید کوتاه باشد اما در میان فعالان و داوطلبان محیط‌ زیست فهرست بلندبالایی از آن‌ها را می‌توان یافت. 
ایزدی یادآورشد:نگاه به شکارچیانی که به عرصه حفاظت وارد شده‌اند بسیار متنوع است و هنوز کسانی هستند که اعتقاد دارند شکارچی هیچگاه نمی‌تواند حامی محیط‌زیست باشد و این ضرب‌المثل قدیمی را تکرار می‌کنند‌: «توبه گرگ، مرگ است.

وی درادامه افزود:مرتضی آریانژاد از فعالان حیات‌ وحش در استان هرمزگان هشت سال پیش مغازه فروش لوازم شکار داشت. یک روز صبح پیچ تلویزیون را می‌چرخاند‌ و می‌بیند که محمدعلی اینانلو در یکی از برنامه‌ها می‌گوید لذت عکاسی از حیات‌وحش، از شکار بیشتر است و البته کاری دشوارتر. مرتضی چندی بعد مغازه‌اش را تعطیل می‌کندواز همان زمان راه حفاظت را در پیش می‌گیرد. او می‌گوید: «من شکارچی بودم اما دیگر نه شکار برایم جذابیت داشت و نه مغازه باروحیاتم میخواند وبرای همین آن را بستم.در گذشته وقتی شکار می‌کردم، خانواده ‌ام شاکی می‌شدند، چون حیوانی کشته می‌شدو ترس دستگیری هم داشتم در حالی که تصویربرداری و عکاسی از حیات‌وحش زمین تا آسمان با آن فرق می‌کند،‌ به حیوانی صدمه نمی‌زنید،‌ دیگران از کارتان تقدیر می‌کنندو از آن طرف دیگران هم از دیدن اثری که خلق شده لذت می‌برند، ضمن این‌که آرامش دارید و از دستگیری هم نمی‌ترسید.

 

لذت عکاسی ازحیات وحش بیشترازلذت شکاراست

 

ایزدی خاطرنشان کرد: شکارچیان سابق وازجمله امثال آریانژاد دوست دارند در کارشان شماره یک باشند از همین روست که در گرمای ۵۰ درجه هرمزگان در مناطق مختلف به دنبال ردپایی از خرس و پلنگ میگردند. او می‌گوید: «لذت حفاظت و این‌که از انقراض یک گونه جلوگیری می‌کنید جذاب‌ ترین چیز است. هر چند پس از اتفاقاتی که برایش افتاد یکی از شکارچیان به او گفته بود ما سالیان سال است اینجا شکار می‌کنیم و مشکلی برایمان پیش نیامده،‌ چه کاری بود شکار را کنار گذاشتی تادچار این مصائب شوی.»آریانژاددریک برنامه تلوزیونی هم  می‌گوید: «در برنامه‌های تلویزیونی اولین جمله‌های من این است که لذت عکاسی و حفاظت از حیات‌وحش بسیار بیشتر  و البته کار در آن سخت‌تر از شکار است. شکارچیان عادت دارند بگویند ما خیلی حرفه‌ای هستیم و تا نزدیکی حیوان رفته‌ایم. این در حالی است که در عکاسی شما باید خیلی حرفه‌ای‌تر باشید و به سوژه نزدیک‌تر شوید تا بتوانیدعکس خوبی بگیرید.

ایزدی به نقل ازآریانژاد اینگونه ادامه می‌دهدکه: «من هیچ‌وقت پنهان نکرده‌ام که شکارچی بوده‌ام ولی کم‌لطفی است که گذشته ملاک ارزیابی امروز باشد کما این‌که فیلمی از شکار من که مربوط به گذشته بوده، بارها در شبکه‌ های اجتماعی پخش شد و معیار قضاوت عمومی قرار گرفت.البته آخرین تصویری که ازآریا نژاد در شبکه‌های اجتماعی پخش شده او را در کنار تیم امدادی «نازک» پلنگ هرمزگان نشان می‌دهد.

کویرنوردمشهورایرانی در ادامه گفت:فرددیگری بنام فخرالدین ‌احمدی که یکی از شکارچی‌های سابق در منطقه سوادکوه بود، هم، خاطرات جالبی ازکارنامه زندگی خوددارد. مخوداو بیان میداردکه: «آن وقت‌ها شکار زیاد می‌رفتم و جزو بدترین‌ها بودم، البته شکار که بهترین ندارد اما بین بد و بدتر من جزو بدترین‌ هایش بودم. یک بار یکی از دوستان مرا به یک تور گردشگری معرفی کرد تا به عنوان بلد محلی همراه‌شان باشم. در این سفر نگرش آن‌ها به طبیعت را می‌دیدم؛‌ این‌که به هر منظره ‌ای توجه نشان می‌دهند و کنارش عکس می‌گیرند و این جرقه‌ای در ذهن من بود، بعدتر هم افرادی مانند «آصف‌رضاییان » وارد زندگیم شدند.»سال‌ها پیش فخرالدین احمدی به دوستانش گفته بوداگر دوربین بخرد شکار را کنار می‌گذارد و برای همیشه سراغ شکار نمی‌رود. یکی از دوستانش روزی دوربینی برایش هدیه آورد. احمدی بنا به قولی که داده بود به جای اسلحه، دوربین به دست گرفت و عکاسی از طبیعت را پیشه کرد. او از آن زمان تاکنون با محیط‌ بانان و فعالان محیط‌زیست همکاری کرده و به گفته خودش در صف اول فعالان این حوزه در منطقه سوادکوه است چون هم منطقه را میشناسد،‌ هم حیات‌وحش و هم شکارچیان را.او درباره این که آیا دوست داشته محیط ‌بان باشد یا نه می‌گوید: «چند باری به من پیشنهاد شد که از محل کار فعلی به سازمان بروم که قبول نکردم. اگر محیط‌بان شوم ممکن است روزی در مقابل دوستان سابقم قرار بگیرم و همین باعث می‌شود فعالیت آزاد در این حوزه را ترجیح دهم.»

ایزدی که خودبانی ثبت کویرلوت ایران درفهرست میراث جهانی "یونسکو" است خاطرنشان میکندکه: کسی که شکارچی است محال است شکار را کنار بگذارد. این جمله را یکی از محیط‌بانان درجه یک سواد کوه که آرزوی دستگیری احمدی را داشته بارها به همکارانش گفته است. او انکار نمی‌کند که تفنگ و تیراندازی را دوست دارد اما تاکید می‌کند قصد ندارد جان موجودی را بگیرد. «ازکشتن هیچ موجودی حس خوبی ندارم.شکارچی ممکن است به اسلحه ‌اش وابسته باشداما لزومابه شکاروابسته نیست. افتخار او این است که در اوج و نرسیده به ۴۰ سال شکار را ترک کرده‌ ومیگوید: نیامدم ‌که بگذارم ۵۰ یا ۶۰ ساله شوم که بعدا توان این کار را نداشته باشم.»

ایزدی معتقد است: شکار مثل اعتیاد قابل حذف نیست وبایدبرایش راهکاری پیدا کرد. «پروانه‌های شکاری که داده می‌شود نشان از پذیرش این موضوع دارد. ما باید بتوانیم به شکارچی‌ها جهت دهیم تا بتوانیم شرایط را عوض کنیم وگرنه تا وقتی اسلحه وجود دارد شکارچی هم هست.من بارهابادوستان شکار چی‌ام درباره انقراض و کم شدن گونه‌ها صحبت کرده‌ام؛ این‌که ما باید جلوی این روند را بگیریم یا آن را کنترل کنیم؟»حرف‌هایی که درباره یک شکارچی سابق زده می‌شود تمامی ندارد. درهرمنطقه ای مثل منطقه سوادکوه هستند کسانی که می‌گویند احمدی یافلان فردمحیط بان و.... جلوی شکار کردن‌ شان را گرفته تا پنج سال بعد خودش سراغ حیات‌وحش برود. اما این حرف‌ها مهم نیست:آنچه برای امثال احمدی ها اهمیت دارد، فیلمی است که می‌گیرند و تشخیص ردپای‌ گونه‌هاست. حتی این موضوع آن‌قدر جالب شده بود که برخی به احمدی درخواست داده بودند به آن‌ها آموزش دهد که  چطور از ردپا می‌شود به حیوان رسید که البته برای همه بازگو نمی‌‌کرد و قرار است مستندی دراین باره‌ ساخته شود.

بهمن ایزدی ظرفیت سازمان محیط زیست و توان شکار چی‌ها را می‌شناسد و معتقد است که با ظرفیت‌ های دولتی نمی‌شود جلوی شکارچی‌ها را گرفت. از این رومعتقداست که  همراهی مردم عنصری واجب است تا منطقه های شکارممنوع یاحفاظت شده برای شکار چیهاناامن شودزیرااین حمایت‌های مردمی در مواردی هم جواب داده وباعث شده شکارفروش‌ها به کار دیگری مشغول شوند.طبیعی است که درآمد شکار با راهنمای تور یکی نیست. گرازی که شکار می‌‌شود الان دویاسه میلیون تومان وحتی بیشترهم قیمت دارد چه برسد به سایر گونه‌های کمیاب جانوری!

اودرپایان اظهارداشت: تلاش مابراین بوده وهست تابا حمایت مردم برای شکار‌چی هاکاری پیدا کنیم تا وابسته به درآمد شکار نباشند وخوشبختانه یکی در ذوب آهن و دیگری در راه ‌آهن تهران وهریکی ازانهاکه پشیمان ازشکاربوده و هستند،برای خودکار پیدا کرده و از منطقه شکار دور شده اند. این کاری بود ه که تنها از توان مردم می‌آمده و انجام شده ومن فکر می‌کنم تنهامردم هستند که میتوانند تغییرایجادکنندوازحیات‌ وحش منطقه ا‌شان حفاظت کنند.

 
 
 
انتهای پیام /  منصوره خسروبیگ
46 کلیک ها  آخرین ویرایش در دوشنبه, 04 اسفند 1399 15:27
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

نظر دادن

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «راستین آنلاین» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بالا