آدرنالین مسموم

شاخص بورس یک میلیونی شد. معمولا آتشفشان ها پس از مدتی فوران به دوران ارامش وارد می شوند؛ اما به نظر می رسد هیجانات اقتصادی ایرانیان هیچگاه رنگ ثبات و ارامش را نخواهد دید.

روزی در رسته ارزهای خارجی و تمام بهارها سوداگری می کنیم و چندی بعد در بازار مسکن و اتومبیل مشغول ماجراجویی هستیم.
البته ملت ایران در این زمینه گناه چندانی ندارند؛ چرا که ریال هر روز بیشتر از گذشته ارزش خود را فرو می بازد و اینک در زمره کم ارزش ترین واحدهای پولی دنیاست.
بنابراین مردم به منظور حفظ ارزش سرمایه های خود به راهکارهای مختلفی چنگ می زنند تا مگر در مسیر طوفان های تورمی خرده پس اندازهای انان تبدیل به هیچ نشود و در روزهای مبادا پشتوانه اندکی داشته باشند.
البته در این مهلکه متحمل هزینه های شبه برانگیزی هم شدیم. صندوق های اعتباری غیرمجاز با سودهای نجومی بسیاری از مردم را سرکیسه کردند و این پرسش بی جواب ماند که انها به پشتوانه چه شخص و چه نهاد و چه دستگاهی به ناگهان ظهور کرده و اختلاس های بزرگ اتفاق افتاد. مگر نه آن که برای تاسیس یک بقالی و ذغال فروشی و دکه سمبوسه فروشی باید همه مراحل قانونی طی شده و واحد صنفی پس از کسب مجوزهای لازم می تواند فعالیت خود را اغاز کند.
پس صندوق های اعتباری غیرمجاز چگونه توانستند بدون اخذ مجوز از کلان ترین مرجع اقتصادی ایران یعنی بانک مرکزی کرکره ها را بالا کشیده و سپرده های مردم را جذب کنند. در آن برهه به یاد داریم که بانک مرکزی بارها و بارها از مردم خواست که با مطالعه بخشنامه های درگاه اینترنتی بانک، به سراغ غیرمجازها نروند. در حالی که این نوشدارویی مضحک برای پس از مرگ سهراب است و در همان ابتدا باید از فعالیت انان جلوگیری می شد.
پس از پشت سرگذاشتن تجربه ناموفق صندوق ها اینک به بازار لوکس بورس می رسیم. مسئولان همواره بر این مساله تاکید دارند که قیمت های کنونی مسکن، خودرو، ارز و طلا دچار حباب زدگی شده و در آینده نزدیک این تورم هیجانی خواهد ترکید. البته بازار از این گفته ها چندان تبعیت نمی کند و پراید پس از درهم نوردیدن مرز روانی چهل میلیون تومانی، اکنون در کانال روانی هشتاد میلیونی جولان داده و نشان های خوبی هم از فروکش کردن تب مسکن و طلا و ارز مخابره نمی وشد. در سوی مقابل شماری از مسئولان بر این باورند که رشد شاخص بورس از مولفه های هیجانی و حبابی پیروی نمی کند و این موفقیت همه جانبه پشتوانه علمی و منطقی دارد. بررسی این ادعا در این عرصه نمی گنجد و باید کالبد شکافی موضوع را به اقتصاددانان مستقل سپرد. ولی همه ما می دانیم که وضعیت صنعت و تولید در ایران در شرایط ارمانی نیست و بسیاری از کارخانه های کلان و کارگاه های کوچک در آتش تعطیلی یا تعدیل نیرو می سوزند. از سوی دیگر التهابات سیاسی سایه سنگین خود را بر تراکنش های اقتصادی انداخته و هیچ یک از اهالی بازار و تولید نمی توانند پیش بینی دقیقی برای فردا و فرداهای نزدیک ارایه کنند.
دسترسی به مواد اولیه هم برای بسیاری از واحدهای تولیدی به دلیل تحریم های ناجوانمردانه دشوار است و صنعتگران به بهای چند برابری می توانند به پیش نیازهای تولید دست یافته و سرمایه های خود را به کشور بازگردانند.
در این میان قشر عمده ای از فعالان بورس به سودهای نجومی دست می یابند. بسیاری از فعالان این عرصه از دانش تحلیل اقتصادی اندکی برخوردارند و تقریبا با چشم های کاملا بسته و وسوسه های اقتصادی پا به این بازار تخصصی گذاشته اند. به همین دلیل حضور گسترده مردم در بازار بورس شباهت های زیادی به استقبال جامعه از موسسات مالی غیرمجاز دارد. حال باید دید که بازار بورس می تواند مرهمی بر اقتصاد زخمی ایران گذارد یا ادرنالین مسمومی است که در عروق جامعه جریان دارد. امید می رود وعده های مسئولان به حقیقت نشیند و شاهد ترکیدن حباب بورس و به خاکستر نشستن قشر عمده ای از جامعه که خرده سرمایه های خود را وارد این بازار تخصص محور کرده اند، نباشیم. در اینده نزدیک همه چیز اشکار می شود.
در حالی که جامعه ایران طاقتی برای تجربه مجدد ان چه در صندوق های اعتباری گذشت، نخواهد داشت. اتشفشان ها پس از مدت کوتاهی فعالیت آرام می گیرند؛ اما به نظر می رسد هیجانات اقتصادی ایرانیان هیچگاه رنگ ارامش نخواهد دید. البته ملت ایران در این زمینه گناه چندانی ندارند.
انتهای پیام /  سعیدرضا امیرآبادی – روزنامه نگار
آخرین ویرایش در دوشنبه, 29 ارديبهشت 1399 07:20
این مورد را ارزیابی کنید
(3 رای‌ها)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

بالا