حلقه مفقوده بسیاری از انتصابات در کشور!

به نظر می‌رسد شایسته سالاری حلقه مفقوده بسیاری از انتصابات در کشور ماست.

در انتصابات فامیلی و پدرخواندگی و آقازادگی شایسته سالاری رنگ می بازد و خویشاوند سالاری و عقبه تقویت می شود.

 بسیاری از آقازاده‌ها هستند که نه با مدرک و تجربه کاری، بلکه به گفته خودشان تنها با ژن خوب خود، پست و مقام دولتی دریافت می‌کنند. امری که علاوه بر تضعیف عملکرد دولت، نارضایتی عمومی را هم به دنبال دارد.

در انتصابات فامیلی شایسته سالاری رنگ می‌بازد و خویشاوندسالاری تقویت می‌شود؛ امری که علاوه بر تضعیف عملکرد دولت، نارضایتی عمومی را هم به دنبال دارد.

این تصمیمات کم‌کم اثرات منفی خود را بر افکار عمومی می‌گذارد و، چون تعدادشان زیاد است، یک‌باره با نگاهی منفی و حتی ستیزه‌جویانه در سطح جامعه مواجه می‌شوند و گمان می‌کنند که این‌ها توطئه دشمن است. در حالی که محصول بذر‌هایی است که کاشته شده است. مصداق ضرب‌المثل ذره ذره جمع شود وانگهی دریا شود همین جاست. ناتوانی ساختار فعلی در مواجهه با افکار عمومی در رسانه‌های جدید هر روز بیشتر از گذشته عریان می‌شود.

جالب است که حتی برای مقدمه‌چینی و فراهم کردن زمینه جهت اتخاذ چنین تصمیمی کوششی هم نمی‌کنند. به نظرم مسوولان کشور توجه چندانی به تبعات تصمیمات خُرد و حتی کلان گوناگونی که در کشور گرفته می‌شود، نمی‌کنند.

حال سوال اینجاست که چنین انتصاب‌هایی اصلا نباید صورت گیرد یا در صورت شایسته بودن افراد ایرادی ندارد؟ آن هم در کشوری که قوانین ضد نپوتیسم و فامیل‌سالاری (از قرن نوزدهم، در برخی کشور ها قاعده استخدام بستگان از سوی مدیر یک موسسه عمومی و رعایت حال آنان ممنوع است. این قاعده شرکت های سهامی را نیز که دارای سهام عام هستند شامل می شود؛ و تاکنون بر اساس همین قانون، دادگاه افرادی را  مجازات  کرده است) وجود ندارد.

با این وجود انتصاب منسوبین به مسئولین به سمت‌های مدیریتی کشور فی‌النفسه نمی‌تواند کار زشت و جنجال‌برانگیزی به حساب بیاید به شرط آن‌که آن شخص هم تحصیلات مربوطه با سمت خود را داشته باشد و هم تجربه و شایستگی لازم برای بر عهده گرفتن یک مقام مهم. از طرفی شاید بهتر باشد وقتی اشخاصی از نظر دانش و شایستگی در سطح یکسانی قرار دارند، مدیران بالادستی شخصی را که به مسئولین کشور منتسب است برای آن سمت انتخاب نکنند تا شائبه فامیل‌بازی و سوءاستفاده از آقازادگی و ژن برتر برای مردم ایجاد نشود.

با این حال چنین اتفاقاتی نه برای اولین بار در کشور روی داده و نه آخرین بار آن خواهد بود اما بهتر است مدیران ارشد مرز باریک میان شایسته‌سالاری و فامیل‌بازی را به دقت رعایت کنند تا برای مردم و بسیاری از جوانان کشور یاس و ناامیدی ایجاد نشود چرا که اعتماد به مسئولین از سوی مردم بزرگ‌ترین سرمایه‌ای است که اگر از بین برود کشور با خسارت جبران‌ناپذیری مواجه خواهد شد و از طرفی رسانه‌ها هم در مواردی که فرد انتخاب شده شایستگی لازم برای سمت خود را دارد هر چند اگر از نزدیکان مسئولین باشد، به دور از رقابت‌های سیاسی، با جنجالی نکردن ماجرا بر حساسیت‌های موضوع دامن نزنند.

یک نگاه بدبینانه هم درباره قوم و خویش‌بازی افراطی و انتصاب آنان در پست‌های مدیریتی وجود دارد که معتقد است، مدیران از این طریق به یکدیگر نان قرض می‌دهند و حامیان شخصی پیدا می‌کنند. به نظر می‌رسد که جامعه در برابر این انتصاب‌ها بیشتر از این منظر واکنش نشان داده است. ولی یک مساله مهم‌تر از این وجود دارد اینکه چرا مجریان این سیاست‌ها متوجه بازتاب اقدامات خود نیستند؟ حتی اگر آن فرد صلاحیت کامل هم داشته باشد چرا متوجه نیستند که بازتاب تصمیم آن‌ها بسیار منفی است؟ یا اگر متوجه هستند چرا باز هم ریسک آن را به جان می‌خرند و این تصمیم را می‌گیرند؟

انتصابات فامیلی دهن کجی به قوانین استخدام کشور از جمله قانون منع به کارگیری بازنشستگان است. شیویاری معتقد است «اینکه با اجرای قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان، آقازاده‌ها جایگزین آنها شدند تداعی‌کننده این مسئله است که آقایان رفتند و آقازاده‌ها آمده اند»

امید است در دوره سیزدهم انتصابات فامیلی و اقازادگی متوقف شود.

انتهای پیام /  دکتر سیده فاطمه مرادی /حقوقدان،مولف،مدرس دانشگاه
274 کلیک ها  شنبه, 08 آبان 1400 12:57
این مورد را ارزیابی کنید
(3 رای‌ها)

نظر دادن

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «راستین آنلاین» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بالا