یکسال بعد از خاک شدن عباس

باور نمی کنم. انگار دیروز بود. اما نه! اشتباه هم نمی کنم یکسال گذشته باشد!

  آن روز، بیماری امانش را برید، بدن گرمش را سرد کرد. نفس گرمش را هم سرد کرد. به درد افتاد. ناله می کرد. خدا که صدایش کرد،چشمهایش را برهم نهاد و دگر باز نکرد.

عباس شجاعی مردی از دیار مهربانان بود.کازرونی بامعرفت،کشتی گیر پرافتخار، داور بین المللی کشتی بود. حریفی، حریفش نبود. از گود باغ نظر کازرون تا چهار راه مشیر می آمد و بر می گشت. کشتی گیری پرافتخار بود.

سپس داور شد.بین المللی شد. ایران_ شوروی را سوت می زد. معلمی فداکار بود. ۳۰ سال بعد بازنشسته شد. یادش که می کردیم خیلی زود یادمان می کرد. زنگ می زد. حرف بارمان می کرد.

می چسبید حرفهایش. لطیفه تعریف می کرد. می خندیدیم مدتها؛   حالا اما دیگر نیست که نه به ما، نه با ما و نه برای ما بخندد.

خدایش بیامرزد...

IMG 20210406 WA00411

انتهای پیام /  وحیدپارسایی
129 کلیک ها  سه شنبه, 17 فروردين 1400 17:42
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

نظر دادن

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «راستین آنلاین» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بالا