افراط گرایی حتی در یوگا!

پیشینه یوگا و مدیتیشن و ذن به آیین بودا و هندوییسم بر می گردد. با این حال آن چه امروز با عنوان مراقبه در کالت های افراط گری اروپایی و به ویژه آمریکایی تمرین می شود، هیچ ارتباطی به فلسفه این آیین ندارد. با این حال منشا آیینی مراقبه موجب شده که تعدادی از اساتید این رشته به تعالیم خود رنگ و بوی دینی و مذهبی بدهند و در جایگاه رهبران مذهبی بنشینند.
یک جای سرسبز در دل طبیعت؛ جایی که گذر آدم های شهرنشین به آن جا نمی افتد. منطقه ای پر از خانه هایی با معماری روستایی و حاشیه شهری آمریکایی و مردم آرام با لبخندی همیشگی بر لب. آن قدر همه چیز آرام است که فکر می کنی هرگز خطایی از بنی بشری در این منطقه سر نزده، این اما فقط ظاهر ماجراست. آمریکا و بسیاری دیگر از نقاط دنیا میزبان دهکده هایی شده که عده ای به نیت این که زندگی خود را وقت مراقبه و تمرین های ذهنی کنند، در آن ساکن می شوند.

به تدریج مبهوت تعالیم رهبر معنوی خود شده و بی چون و چرا به قوانین خارج از عرف زندگی در این مناطق تن می دهند. کار از روزه سکوت و مدیتیشن به نمایش های آیینی و عادات خلاف عرفی می رسد که حتی اگر آثار اجتماعی مخرب نداشته باشد، زندگی ساکنان این دهکده های زیبا را به باد فنا می دهد.

زندگی در این مناطق آزادگاه از آن ها گروهی جامعه ستیز و آنارشیست می سازد که به هیچ قاعده و قانونی پای بند نیستند؛ از هفت دولت آزاد.
 
یوگا
 
کمترکسی باور می کند در میان کسانی که بخش اعظم زندگی خود را صرف یوگا و مدیتیشن و گیاه خواری و فرستادن انرژی مثبت برای هستی و کائنات می کنند و آزارشان به مورچه هم نمی رسد، عوامل برهم زننده نظم دنیا پیدا شود. این اتفاق اما کم و بیش در برخی از کشورهای دنیا افتاده و سوءاستفاده هایی هوشمندانه، این ورزش یا تمرین ذهنی سودمند را به ابزاری برای تشکیل کالت های مذهبی تبدیل کرده و جایگاه رهبران این گروه ها را به بارگاه مقدسی رسانده که حرفشان حجت است و کلامشان حق؛ وضعیتی که به گواه تجربه های تاریخی جوامع می تواند پایانی تلخ بر آیین یا تعالیمی باشد که آمده است تا زندگی مردم دل زده از جوامع مدرن را بهتر کند.

از شهرت گریزی تا شهرت طلبی

اساتید حقیقی حوزه مراقبه آدم هایی هستند متواضع و از شهرت گریزان. اغلب در خفا کار راهبری شاگردانشان را پی گیری می کنند و به ندرت به دنبال تبلیغ کار خود و توسعه جهان بینی شان هستند. آن ها بر این باورند که آدم ها خودشان باید به این نتیجه برسند که تمرین های ذهنی و مراقبه می تواند برایشان مفید باشد و نمی توان با شگردهای تبلیغاتی یا با بوق و کرنا باورهای این چنینی را در ذهن مردم فرو کرد. گروه دیگری از اساتید این حوزه هم هستند که به این شاخه به عنوان یک ورزش نگاه می کنند و از راه اندازی دوره های یوگا و مدیتیشن، هدفی جز بیزینس و درآمدزایی ندارند. این گروه اغلب روی مخاطبانی دست می گذارند که به خاطر تب داغ ورزش هایی از این دست یا به تبعیت از مد روز، به جمع طرفداران پر و پاقرص این رشته پیوسته اند و زمان و هزینه قابل توجهی را صرف آن می کنند.

اما در میان اساتید این حوزه دسته ای هم هستند که بر موج روز سوار شده اند و به دنبال شهرت و قدرت و ثروت اند. اغلب آن ها خوش چهره و خوش لباس اند و خوب صحبت می کنند. انگار آفریده شده اند برای آنکه سخنران انگیزشی یا رهبر مذهبی باشند. اما از آن جا که نه سخنرانان انگیزشی و نه رهبران مذهبی دیگر جایگاه محکم سال های گذشته را ندارند، تصمیم می گیرند با ابزار انرژی مثبت و آرامش بخشی و بازگشت به طبیعت که ویژگی غالب دنیای پست مدرن است، استعدادهای ذاتی شان را در مسیر قدرت به کار بگیرند.

مخاطبان این دسته از اساتید اغلب کسانی هستند که زندگی به آن ها سخت گرفته و راه گذر از بحران های روزمره شان را در باوری قدرتمند دنبال می کنند که آرامش ذهنی و فیزیکی را هم زمان برایشان به ارمغان می آورد. تا زمانی که مسئله به تعریف و تمجید از استاد و پذیرش بی کم و کاست تعالیم فردی اش خلاصه شود، مشکلی نیست. اما گاهی مسئله شخصی، اجتماعی می شود و تعالیمی که قرار است در خلوت افراد به کارشان بیاید و در نهایت بر زندگی خودشان و خانواده شان تاثیر بگذارد، رنگ و بوی تغییر دادن دنیا و مدیریت و دستکاری اذهان عمومی را به خود می گیرد. این جاست که بوی جنگ های اعتقادی و دردسر به مشام می رسد.
 
یوگا
 
یوگا به جای مواد مخدر!

پیشینه یوگا و مدیتیشن و ذن به آیین بودا و هندوییسم بر می گردد. با این حال آن چه امروز با عنوان مراقبه در کالت های افراط گری اروپایی و به ویژه آمریکایی تمرین می شود، هیچ ارتباطی به فلسفه این آیین ندارد. با این حال منشا آیینی مراقبه موجب شده که تعدادی از اساتید این رشته به تعالیم خود رنگ و بوی دینی و مذهبی بدهند و در جایگاه رهبران مذهبی بنشینند.

این مسئله باعث شده افراط گراهای مذهبی از ادیان دیگر گاه و بی گاه نسبت به گسترش ورزش های مراقبه ای واکنش نشان بدهند و هر جا که بتوانند، جلوی کار اساتید بزرگ این رشته را بگیرند. در چنین شرایطی فقط شهرت طلبان فرصت طلب نیستند که قربانی می شوند، بلکه گاهی خشک و تر با هم می سوزد و عده ای به جای حل مسئله، به فکر پاک کردن صورت مسئله می افتند. همین چند ماه پیش، یکی از بزرگ ترین تظاهرات افراط گرایان مسیحی در مخالفت با گسترش یوگا در آمریکا اتفاق افتاد. سرکردگان این گروه افراط گرا خواستار دستگیری جمعی همه افرادی شدند که در آمریکا یوگا کار می کنند! آن ها تمرین یوگا را با مصرف مواد مخدر مقایسه کردند و اعلام کردند که باید برای این کار منع قانونی در نظر گرفته شود.

یکی از رهبران مخالفان که ویدیوی صحبت های دیوانه وار او در اینترنت پخش شد و هزاران بازدیدکننده داشت، در مقابل دوربین رسانه ها گفت: «آرزو می کنم یک دیکتاتور بودم و می توانستم به هند حمله کنم و هندوییسم را از بین ببرم.» این همان فرد مشهوری است که در جریان تبلیغات انتخاباتی دونالد ترامپ، حمایت خود را از این کاندیدای جنگ طلب اعلام کرده و گفته بود: «ای کاش دونالد ترامپ رییس جمهور شود و مسلمانانی را که حاضر نمی شوند به مسیحیت رو بیاورند، اعدام کند.»

مراقبه علیه مراقبه

مراقبه از نظر افراط گرایان مسیحی یک دین تقلبی است، نه هیچ چیز دیگر. آن ها یوگا را یک آیین شیطانی می دانند که آمده است تا با دین آن ها مقابله کند. یوگا از نظر آن ها نه یک تمرین فیزیکی و ذهنی، بلکه یک تفکر خطرناک است که از شرق آمده و غربی ها باید با آن مقابله به مثل کنند. دلیل اصلی این توهم هم بیش از هر چیز، جاه طلبی سرکردگان و اساتید بزرگ مراقبه است که این تمرین های صلح طلبانه و آرامش جویان را به ابزاری برای رسیدن به شهرت و قدرت تبدیل کرده اند و باعث شده اند مراقبه از ذات خودش فاصله بگیرد و به چیزی علیه خودش تبدیل شود.
 
مراقبه علیه مراقبه
 
تعداد کمی از کسانی که مردم را به نام تعالیم ذهنی و فیزیکی برگرفته ای آیین بودا دور هم جمع می کنند، هدف بزرگ دیگری را دنبال می کنند که مدرن سازی آیین بودا و رونمایی از یک دین جدید است که می خواهد با ادیان موجود، به ویژه مسیحیت رقابت کند. در حالی که حقیقت مراقبه و یوگا می تواند باور افراد و ایمان آنها به دینشان را قدرتمندتر کند، افراط گرایی در یوگا به شکلی از آنارشیسم و جامعه ستیزی تبدیل می شود که همه باورهای موجود را زیر سوال می برد.

آمریکا؛ پاتوق یوگی های افراطی

مثل هر سوژه تازه به دوران رسیده دیگری که افراطی ترین و عجیب و غریب ترین اشکالش را می توان در آمریکا مشاهده کرد، در مورد مراقبه و یوگا هم جمع افراطی ها در آمریکا جمع است. ایالات متحده با آزادی بیان منحصر به فردش جان می دهد. برای ظهور کالت های عجیب با روح اعتراضی به شرایط موجود در جوامع مدرن.

یوگا هم از این مسئله مستثنا نیست و عجیب ترین اشکالش را در مناطق دورافتاده و در دل طبیعت وحشی آمریکایی به خود گرفته است. نتیجه اش گسترش جوامع و کولونی هایی است که به اسم مراقبه و تمرین های ذهنی برای پاک سازی روح و جسم دور هم جمع می شوند و کم کم کارشان به جاهای باریک می کشد. اول از نقش های خانوادگی و اجتماعی شان غافل می شوند و بعدتر به تبعیت از رهبران معنوی خود برای انجام هر کار خلاف عرف و شرعی آماده می شوند.

بحران بودیست های رادیکال حالا در بعضی از مناطق دنیا مثل کشور میانمار یا برخی از ایالت های آمریکا به یک دغدغه جدی تبدیل شده است. رفتارهای گروه های افراطی هر روز بیشتر از قبل از آموزه های دالایی لاما فاصله می گیرد و متناسب با جامعه مدرن خشونت زده، خشن تر و غیرانسانی تر می شود. فلسفه اغلب افراطی ها بازگشت به طبیعت است؛ به ذات وحشی طبیعت.

بسیاری از افراطی های طرفدار مراقبه های بودایی باورهای نژادپرستانه پیدا می کنند و به آزادی عقیده بی اعتقادمی شوند. یکی از این افراطی ها که گروهی تندرو را در میانمار رهبری می کند، به نیویورک تایمز می گوید: «آدمی زاد می تواند پر از مهربانی و عشق باشد، اما باز هم نتواند خوابیدن کنار یک سگ دیوانه را تحمل کند.»

اشاره او به جامعه مسلمانان میانمار است. بودیست های آنارشیست به گزارش نیویورک تامیزد تا به حال بیش از 200 مسلمان را کشته اند و بیش از 150 هزار خانواده را که عمدتا از میان مسلمانان بوده اند، از خانه های خود رانده اند. بعد از شورش بودیست های افراطی علیه مسلمانان در میانمار، دالایی لاما این رفتار را محکوم کرد و گفت: «کشتار به اسم دین باورنکردنی است و چهره بودا را در جهان خدشه دار می کند.» با این حال، کار بودیست های تندرو از پیروی از دالایی لاما گذشته. جهان امروز، جهان خشونت طلبی های افراط گرایانه به نام دین است؛ پدیده ای که دنیا در مقابله با آن درمانده و ناتوان به نظر می رسد.

از چاله به چاه

عادت ها می تواند خوب یا بد باشد، اما جایگزین کردن یک عادت بد با یک عادت وسواس گونه سالم چندان هم بهبود وضعیت زندگی شما کمک نمی کند. اگر از چاله به چاه افتاده اید، آگاه باشید که:
 
انجام تمرین های یوگا
 
•    معمولا زمان زیادی را به انجام تمرین های یوگا یا حرف زدن درباره آن اختصاص می دهید و این مسئله بر روابط شما تاثیر منفی می گذارد (البته منظور روابط واقعی است، نه روابط شما با هم دوره ای هایتان در دوره های یوگا).

•    همیشه لباس های راحتی یوگا را بر تن می کنید تا از دور فریاد بزنید که عاشق یوگا هستید.

•    برای انجام تمرین های یوگا بیش از حد به بدنتان فشار می آورید تا پیش دوستانتان کم نیاورید.

•    معتقدید هر کس که مثل شما فکر و زندگی نمی کند، سخت در اشتباه است.

عادت های نامناسب

یوگی های افراط گرا یا دنیا را سیاه و سفید می بینند، یا فقط سیاه یا سفید. آن ها عادت های نامناسبی دارند که موارد زیر را شامل می شود:

-    افراط در انجام تمرین های یوگا
-    تبعیت بی چون و چرا و عدم اتکا به درک و بینش شخصی
-    فعالیت های فیزیکی افراطی
-    استراحت کم
-    اتکای زیاد به مربی
-    خودنمایی و تظاهر

راهنمای گریز از افراط گرایی

ذهن شما مهم ترین نقطه اتکای شما در یوگا و مراقبه است. برای مقابله با تمایلات افراط گرایانه باید این موارد را در نظر داشته باشید:

•    شما مسئول بدن خودتان هستید، نه مربی تان. هر وقت لازم دانستید تمرین ها را قطع کنید.

•    مربی و استاد شما فقط شما را راهنمایی می کند. او از اعضای خانواده شما نیست و هرچه می گوید، لزوما به صلاح شما نیست. صحبت ها را گوش کنید، اما با منطق و درایت خودتان عمل کنید.

•    یوگا و مراقبه قرار نیست همه مشکلات زندگی را برای شما حل کند و دنیا را یک باره تغییر بدهد. هر کس چنین ادعایی کند، می خواهد شما را فریب بدهد. تمرین های یوگا فقط به شما کمک می کند که در لحظه، حال بهتری داشته باشید.

•    قرار نیست هر کس که سراغ یوگا می رود، تمام زندگی خود را وقف آن کند و به درجه مربی گری یا استادی برسد. تا جایی پیش بروید که به نفع شماست و بیش از حد خود را به دردسر نیندازید.
 
76 کلیک ها  شنبه, 20 شهریور 1395 ساعت 11:54
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

بالا