در انتظار حاج احمد؛ بررسی یک راز 30 ساله

در انتظار حاج احمد؛ بررسی یک راز 30 ساله
حاج احمد متوسلیان
احمد متوسلیان فرمانده لشگر 27 محمد رسول الله (ص) در جنگ ایران و عراق پس از شکل گیری سپاه پاسداران به این ارگان پیوست و به سازماندهی نیروها همت گماشت.

در مراسم دیدار شاعران با رهبر انقلاب که همزمان با نیمه ماه مبارک رمضان برگزار شد، دانیال فرخ یک تابلو نقاشی با تصویری از حاج احمد متوسلیان در آغوش رهبر انقلاب را به ایشان تقدیم کرد.

وضعیت آنها هم درست مانند امام موسی صدر شده است که بعد از گذشت بیش از 30 سال همچنان برخی گمانه زنی ها از احتمال زنده بودن شان خبر می دهند. آنها چهار نفر بودند که ربوده شدند اما فرمانده لشگر محمد رسول الله از همه آنها مشهورتر بود، برای همین فیلمی با همین موضوع ولی با محوریت او ساخته می شود و همه از اوست که حرف می زنند.

سردار احمد متوسلیان فرمانده و وابسته نظامی سفارت ایران در بیروت، سید محسن موسوی کاردار سفارت، تقی رستگار مقدم کارمند سفارت و کاظم اخوان عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی بود که 14 تیر ماه 61 در مسیر سفارت ایران در بیروت در یک پست بازرسی توسط یک گروه شبه نظامی فالانژ ربوده شدند و بعدها طبق اخبار غیررسمی و رسمی تحویل رژیم صهیونیستی شدند.

معمای اصلی در این 34 سال این بوده که آیا آنها هنوز زنده اند؟ هر از چندی برخی مقامات از احتمال زنده بودن آنها گفته اند. با این حال هم زمان با ساخته شدن فیلم «ایستاده در غبار» درباره احمد متوسلیان و همراهانش، دوباره اخبار درباره آنها تازه شده است. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و وزیر دفاع هم از احتمال زنده بودن آنها گفته اند. پیش از این نیز مرحوم غضنفر رکن آبادی سفیر پیشین ایران در بیروت در مراسم سی و یکمین سالگرد ربوده شدن این چهار دیپلمات که 13 تیرماه 1392 در محل سندیکای روزنامه نگار لبنان برگزار شده بود اعلام کرده بود که «چهار دیپلمات ربوده شده ایرانی زنده و در زندان های رژیم صهیونیستی هستند.»

محسن رضایی یک ماه قبل گفت: «شواهد گویای زنده بودن احمد متوسلیان است. هر چند اخبار ضد و نقیضی پخش می شود اما ما زیر بار شایعات نمی رویم و حاج احمد متوسلیان را سالم می خواهیم. تلاش های ایران برای یافتن سرنخی از متوسلیان همچنان ادامه دارد. به هر قیمتی مسائل باید روشن شود. هم وزارت امور خارجه و هم سازمان اطلاعات کشور در پی اطلاعاتی که توسط برخی کشورها به دست آمده است، در تلاشند. تلاش ها برای یافتن حاج احمد متوسلیان ادامه دارد تا نتیجه روشن شود.»

وزیر دفاع هم اخیرا در سال روز آزادسازی خرمشهر گفت: «سردار احمد متوسلیان و 3 دیپلمات دیگر ایرانی زنده و در اسارت رژیم صهیونیستی هستند و مدارکی دال بر این موضوع وجود دارد. آنها مسئولیت سلامت و امنیت چهار دیپلمات را باید بر عهده بگیرند. ما هم از لحاظ حقوقی و هم از لحاظ سیاسی دنبال می کنیم تا بتوانیم ایشان را آزاد کنیم. دولت این مسئله را پیگیری خواهد کرد.»

انتشار این خبر آن هم مصادف با سال روز آزادسازی خرمشهر از اشغال ارتش صدام حسین با موج عظیم و غیرمنتظره ای در فضای مجازی همراه شد و یادآوری نقش پررنگ حاج احمد متوسلیان در عملیات بیت المقدس، منجر به شکل گیری و گسترش سریع هشتگ #freemotevaselian و در نهایت ترند شدن این هشتگ در شبکه توییتر شد.

سمیر جعجع در بهمن ماه سال 87 برای اولین بار گفت که دیپلمات های ایرانی در «ایست البرباره» ربوده شدند ولی این افراد بعدا در مکانی که او مدعی شده از آن اطلاعی ندارد، کشته شده اند. او که فرماندهی نیروهای فلانژ را به هنگام ربودن چهار دیپلمات ایرانی بر عهده داشت، هم اکنون در قالب حزب «نیروهای لبنانی» رهبری این افراد را به عهده دارد. 

در لبنان دولت این کشور مدت ها است که یک کمیته حقیقت یاب برای بررسی این موضوع و رسیدن به اطلاعات، تشکیل داده که تاکنون هیچ نتیجه روشنی از بررسی های این کمیته منتشر نشده است اما در سوی دیگر، سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان و بسیاری از شخصیت های لبنانی، سمیر جعجع و فالانژها را مسئول ربایش دیپلمات های ایرانی دانسته و خواستار روشن شدن این موضوع شده اند.

سید حسن نصرالله درباره 4 دیپلمات ایرانی گفته است: «نشانه هایی وجود دارد که دیپلمات های ایرانی در زندان های رژیم صهیونیستی به سر می برند. اسرائیل در گزارش خود ادعامی کند که چهار دیپلمات ایرانی توسط فالانژها ربوده شده و به دست این نیروها کشته شده اند و اجساد آنان دفن شده است. اسرائیل دشمن ما است و ما نمی توانیم به گزارش های آنان اعتماد کنیم. همانطور که اسرائیلی ها در گذشته هم حضور بعضی اسیران در زندان های خود را تکذیب می کردند اما مشخص شد که این اسیران در زندان های این رژیم بوده اند.»

متوسلیان در لبنان چه می کرد؟

احمد متوسلیان فرمانده لشگر 27 محمد رسول الله (ص) در جنگ ایران و عراق پس از شکل گیری سپاه پاسداران به این ارگان پیوست و به سازماندهی نیروها همت گماشت. پس از شروع ناآرامی های کردستان در اسفند سال 1357 داوطلبانه عازم بوکان شد و پس از تثبیت مواضع نیروهای انقلاب در بوکان، به شهرهای سقز و بانه رفت. پس از آن به همراه گروهی از رزمندگان برای آزادسازی سنندج راهی این شهر شد. در زمستان سال 1358 به او ماموریت داده شد تا جاده پاوه - کرمانشاه را که در تصرف نیروهای کرد بود آزاد کند. بعد از این عملیات مسئولیت سپاه پاوه به او سپرده شد. در اوایل خرداد 1359موفق شد شهرستان مریوان را که در تصرف نیروهای کرد بود آزاد کند. از این روی مسئولیت سپاه مریوان بر عهده او گذاشته شد. 

در دی 1360 عملیات محمد رسول الله از دو محور مریوان و پاوه روی منطقه خرمال توسط وی و ابراهیم همت رهبری شد که این عملیات سنگ بنای تاسیس تیپ 27 رسول الله به شمار می رود. متوسلیان در سال 1360 پس از بازگشت از مراسم حج از طرف محسن رضایی (فرمانده کل سپاه) مامور فرماندهی سپاه مریوان و پاوه، تیپ محمد رسول الله شد. او به همراه محمد بروجردی راهی جبهه های جنوب شد. 

در شب 10 اردیبهشت ماه سال 1361 عملیات بیت المقدس به فرماندهی احمد متوسلیان از منطقه دارخوین به سمت جاده اهواز - خرمشهر آغاز شد که موجب آزادسازی خرمشهر شد. او در اواخر خرداد سال 1361 در ماموریتی به همراه هیاتی رسمی از مسئولین سیاسی - نظامی ایران راهی سوریه شد تا راه های مساعدت به مردم لبنان علیه حمله و اشغالگری صهیونیست ها را بررسی کند. محسن رضایی فرمانده وقت سپاه رفتن متوسلیان به سوریه را این طور در سایت شخصی خود شرح داده است: «خرمشهر را به لطف خدای متعال آزاد کرده بودیم و برای حمله به بصره آماده می شدیم که اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرد. نمی توانستیم مقابل حمله اسرائیل بی توجه باشیم. هم از این جهت که حمله ما به بصره هم زمان با حمله اسرائیل به بیروت ما را در کنار اسرائیل در افکار مردم عرب قرار می داد و هم این که از طرف دیگر سکوت مقابل آنها با افکار و عقاید ما سازگاری نداشت. 

حاج احمد متوسلیان

احمد متوسلیان فرمانده لشگر 27 محمد رسول الله (ص)

 

موضوع در شورای عالی دفاع مطرح شد. قرار شد تیمی به سوریه رفته، چاره اندیشی کنیم. فرماندهان لشگرها را زیر نظر گرفتم، مناسب ترین فرمانده را احمد متوسلیان دیدم. چهره ای آرام و خونسردداشت. وقتی یک سال قبل به مریوان رفتم و به او گفتم خودش را برای تشکیل یک تیپ رزمی آماده کند، با نگاهی باورنکردنی و ذوق زده به من گفت یک تیپ، گفتم آره؛ خیلی خوشحال شد. آن موقع سپاه سازمان رزمی خاصی جز چند گردان نداشت. تشکیل تیپ کار بزرگ و خارق العاده ای بود. به هر کسی نمی توانستم بگویم که تیپ درست کند. 

در این رابطه هم با کسی مشورت نکردم. البته آن موقع فرمانده اناصلی جنگ که عمدتا در جنوب مستقر بودند، ایشان را نمی شناختند و نمی توانستند درباره توانایی هایش به من مشورت بدهند. نهایتا تصمیم گرفتم که ایشان با کمک حاج همت و آقای شهبازی بیایند به جنوب و یکی از تیپ های سپاه را سازمان بدهند. هر سه به جنوب آمدند و با کمک یکدیگر تیپ محمد رسول الله را از استان تهران تشکیل دادند و در عملیات های فتح المبین و بیت المقدس شرکت کردند. از بهترین نیروهای ما شدند. کمتر از یک سال یک تیپ رزمی بسیار قدرتمند را تشکیل داده بودند. حالا پس از یک سال دوباره او را صدا زده بودم. گفتم احمد آماده ای به جنوب لبنان بروی؟ گفت واقعا؟ گفتم آری. 

گفت یعنی واقعا برویم و با صهیونیست ها بجنگیم؟ سال ها آرزو می کردم که چنین فرصتی برایم حاصل شود. وقتی که آمادگی او را دیدم، بیشتر راغب شدم که خود او را به لبنان بفرستیم؛ لذا احمد متوسلیان برای رفتن به جنوب لبنان انتخاب شد. قبل از رفتن به دمشق قراری با رهبر انقلاب که آن موقع رییس جمهور و رییس شورای عالی دفاع بودند، داشتم. احمد را هم با خودم بردم. پس از صحبت هایی که با معظم له داشتم، گفتم تصمیم گرفته ایم که آقای احمد متوسلیان فرمانده آن تیپی باشد که برای دفاع از مردم لبنان به سوریه و بعد هم بیروت برود.»

در فیلم «ایستاده در غبار» موضوع سفر به لبنان این طور بیان می شود: «به دستور محسن رضایی فرمانده وقت سپاه و با تایید سید علی خامنه ای (رییس جمهور وقت) در بحبوحه جنگ ایران و عراق، احمد متوسلیان به همراه تعدادی رزمنده به سوریه اعزام می شوند تا از آنجا برای یاری حزب الله لبنان و مبارزه با اسرائیل به جنوب لبنان بروند.»

سپس در فیلم صدای واقعی محسن رضایی پخش می شود و اعلام می کند که امام وقتی از موضوع مطلع شد، ابراز نارضایتی کرد؛ بنابراین دستور بازگشت به نیروهای اعزامی داده می شود اما متوسلیان برای آن که نگویند ترسیده است به بیروت و سفارت ایران رفته و ازآنجا با همراهی موسوی (سفیر وقت ایران در لبنان) برای بررسی وضعیت می رود. محمد درودیان، پژوهشگر حوزه جنگ اما می گوید: «این تصمیم امام نبود. تصمیم شورای عالی دفاع بود. 

عملیات طریق القدس در آذر 1360 به این دلیل نام گذاری شد که بین حمله اسرائیل به جنوب لبنان با تجاوز عراق به جنوب ایران پیوندی می دیدیم. من بعدا با تمام فرماندهان سپاه درباره این وقایع گفتگو کردم. سردار دهقان می گوید نظر امام این بود که به طور مطلق برگردیم. گفت به زور امام را متقاعد کردیم فقط چند نفر بمانند و آموزش دهند. آقای فیروزآبادی هم می گوید که امام اجازه ساخت بیمارستان از سوی هلال احمر را در لبنان نداد اما در نهایت متقاعد شد در صورتی این بیمارستان ساخته شود که لطمه ای به جبهه داخلی نزند. 

وقتی در شورای عالی دفاع تصمیم به اعزام نیرو گرفته شد هواپیمای سی - 130 یا نظامی آماده می شود، اعضا بعد از جلسه سوار هواپیما شدند و رفتند. نه به امام اطلاع دادند و نه حتی به خانواده شان سر زدند.»

حاج احمد

محمد علی مهتدی رییس دفتر صدا و سیما در بیروت که پس از ربایش مسئول پیگیری پرونده متوسلیان و همراهانش شد، اخیرا در میزگردی گفته است: «تحقیقات من نشان داد علت برگشتن سید محسن موسوی به بیروت درخواست های مکرر سفیر ایران بود که چندین تلکس فرستاده بود به دمشق و به او گفته بود تکلیف شرعی می کنم که بیایی. سفارت ایران در بیروت کاهش نیرو داده بود. آقای فخر روحانی قبل از حمله اسرائیل وارد لبنان شده بود. 

او در حالی که طرح بین المللی حمله اسرائیل به لبنان در مراحل اجرا بود می گفت اگر محسن موسوی از دمشق بیاید اینجا، من این طرح را خنثی می کنم. ما می گفتیم محسن موسوی بیاید چه کار کند؟ چرا باید بیاید؟ او اصرار داشت که موسوی باید بیایید اینجا. خود او علنا گفته بود که من را از تهران دفتر آیت الله منتظری فرستادند. او جزو دارودسته مهدی هاشمی بود. به او گفته بودند شما سفیر فوق العاده ایران در لبنان هستی، دم محسن موسوی را می گیری می اندازی بیرون. من این جمله را ده بار از فخر روحانی شنیدم.»

بعد از پیگیری ها به کجا رسید؟


هاشمی رفسنجانی در خاطرات سال 1367 خود درباره پیگیری های ایران می نویسد: «فرستاده رییس جمهور کنیا آمد اطلاع داد که گروگان های ما در لبنان همان سال 62 شهید شده اند و خواستار مبادله گروگان های انگلیسی و سه اسرائیلی با 90 اسیر شیعه در اسرائیل شد. گفتم اسامی اسرای مورد نظر و آثار گروگان های ما را بیاورند.»

در خاطرات سال 1369 و در جریان کمک به آزادی گروگان های آمریکایی در لبنان به پیامی از جرج بوش - رلییس جمهور وقت ایالات متحده - اشاره می کند و می نویسد: «اطلاعات آمریکا می گوید گروگان های ایرانی در دست مارونی ها در همان روزهای اول کشته شده اند ولی باز هم آنها آمادگی دارند که پیگیری مسئله آن گروگان ها را ادامه دهند.»

حاج احمد متوسلیان دهه 60

مهتدی هم گفته است: «شیخ موسی فخر روحانی سفیر وقت ایران در بیروت هر طرحی که برای شناسایی سرنوشت و آزادی ربوده شدگان ریختم را خنثی می کرد. آنچه پی بردیم این بود که این افراد جز محسن موسوی با لباس نظامی آمده اند که این مسئله جلب توجه کرده است. موسوی با اورکت آمریکایی بود. با این سرنشینان وقتی ماشین دیپلماتیک وارد منطقه جنگی محاصره شده می شود در پست بازرسی جلب توجه می کند. من آن شب در سفارت ایران در بیروت با وزیر خارجه و دفتر ریاست جمهوری لبنان تماس گرفتم چون سفیر ایران زبان انگلیسی و عربی نمی دانست من به جای ایشان صحبت کردم. 

به نخست وزیر لبنان هشدار دادم که این افراد هیات ایرانی و دیپلمات هستند. ماشین دیپلماتیک داشتند و پلیس دیپلماتیک همراه شان بوده است. آنها ساعت 1 نیمه شب به ما اطلاع دادند که ما با فالانژیست ها صحبت کردیم. مسئله حل شد و این افراد آزاد شدند و مخیر هستند که در بیروت باشند یا برگردند بعلبک. آنها با ماشین از بعلبک رفته بودند سمت شمال به طرابلس و در طول مسیر ماشین تحت شناسایی بوده و من شک نداشتم که پست بازرسی از قبل خبر داشتند که سرنشینان ماشین چه کسانی هستند چون شماره ماشین را داشتند و وقتی رسید گفتند خودش است. یعنی منتظر این ماشین بودند.

این افراد را بازداشت کردند و به مرکز اطلاعات و امنیت نیروهای مسیحی فالانژ بردند. از اینجا به بعد روایت های مختلفی وجود دارد چون تمام افرادی که درگیر این مسئله بودند را شناسایی کردیم و به دنبال آنها رفتیم و اطلاعات شان را گرفتیم. یک روایت این است که یک نفر از این چهار نفر ایرانی حمله می کند و هفت تیر یکی را می گیرد و فالانژیست ها او را به رگبار می بندند. حدس من این است که این شخص بایستی حاج احمد بوده باشد چون کاظم اخوان یا موسوی و رستگار مقدم اهل چنین کاری نبودند. 

طبق این روایت یک نفرشان همان روز اول شهید شد که احتمالا حاج احمد است. بعدا معلوم شد که فالانژها دروغ گفتند و آنها را نیمه شب آزاد نکردند. وزیر خارجه خودش زنگ زده و گفته بود اینها آزاد شدند و برگشتند به طرابلس. فردا صبح رفتم دفتر و با بی سیم با بعلبک تماس گرفتم که آیا آنها رسیدند. حسین موسوی به من گفت آنها رفتند بیروت و برنگشتند. معلوم شد فالانژیست ها به مسئولان سیاسی دروغ گفتند. دو روز بعد هم ماشین سفارت ایران در شهر طرابلس نزدیکی دفتر حزب بعث عراق پیدا شد. طوری برنامه ریزی کرده بودند که ما ماشین را آنجا پیدا کنیم و آن را به گردن حزب بعث عراق بیندازیم. ما ماشین را آوردیم و بازرسی کردیم و لکه های خون داخل ماشین هم بود.»

او در ادامه گفته است: «مسئله دیگر این بود که حاج احمد با پاسپورت عباس عبدی، مسئول امنیتی سفارت ایران در بیروت رفته بود. او قبل از این که محاصره بیروت تکمیل شود به دمشق رفت. حاج احمد پاسپورت دیپلماتیک عباس عبدی را به همراه داشت. خب ایشان را باید چگونه معرفی می کردیم؟ برای وزارت خارجه لبنان نوشتم ربوده شدگان سید محسن موسوی کاردار ایران، احمد متوسلیان وابسته نظامی سفارت ایران، کاظم اخوان فیلمبردار خبرگزاری جمهوری اسلامی و تقی رستگار مقدم راننده هستند. غافل از اینکه حاج احمد پاسپورت خودش را نداشت و با نام عبدی معرفی شده بود که ما این را بعدا متوجه شدیم و قرار شد اعلام نکنیم.»

اخیرا تندیس احمد متوسلیان یزدی در مارون الرأس در مرز فلسطین نصب شد تا یادبودی از ربوده شدن این فرمانده ایرانی باشد. انگشت اشاره احمد متوسلیان در تندیس ساخته شده به سمت سرزمین هایی از کشور فلسطین است که در حال حاضر توسط اسرائیل اشغال شده است. عبدالمجید فراهانی طراح این تندیس است و در مورد متوسلیان بیان کرده است که امام موسی صدر و احمد متوسلیان سربازان و پرورش یافتگان مکتب روح الله خمینی هستند و هر دو آنها به دست دولت های لیبی و اسرائیل ربوده شده اند. وجه اشتراک آنها این است که خبری از سرنوشت شان در دست نیست.»

سرویس سیاسی راستین آنلاین

448 کلیک ها  چهارشنبه, 23 تیر 1395 ساعت 09:31
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

بالا