جامعه تحمل شوک پوپولیستی دیگری را ندارد

بازار پوپولیسم ایرانی دیگر داغ نیست

جامعه تحمل شوک پوپولیستی دیگری را ندارد
محمود احمدی نژاد
آیا جامعه ایران زمینه هایی برای پذیرش پوپولیست ها دارد؟ آیا همچنان باید نگران قدرت گرفتن پوپولیست ها در ایران باشیم و تحقق چنین رویدادی چه تبعاتی برای کشور به دنبال خواهد داشت؟

یکشنبه یکم اردیبهشت 1392 محمود احمدی نژاد رییس جمهوری که آخرین روزهای حضور خود را در پاستور تجربه می کند، در شرایطی که کشور درگیر نابسامانی ها و بی ثباتی های اقتصادی کم نظیری است به جمع مردم اهواز می رود. در سال «حماسه سیاسی و اقتصادی» او جملاتی بر زبان می راند که برای کارشناسان اقتصادی که از مشکلات دولت برای گذران اوضاع عادی خود و پرداخت حقوق کارمندان دولت در شرایط سخت تحریم ها هستند، عجیب و باورنکردنی به نظر می رسد: «معتقدم به جای 45 هزار تومان، می توان 250 هزار تومان به مردم یارانه داد و هدفمندی در حقیقت در اختیار قرار دادن پول مردم در جیب خود مردم است.»

حالا و پس از حدود سه سال از آن روزها این بار اخباری به گوش می رسد مبنی بر اینکه مشاوران تبلیغاتی رییس دولت های نهم و دهم به وی توصیه کرده اند تا تنور انتخابات داغ است، فعالیت های انتخاباتی خود را آغاز کند. اینکه اگرچه احمدی نژاد در زمان مجلس هشتم نتوانست مجوز یارانه 250 هزار تومانی را دریافت کند و تنها توانست 45 هزار تومان یارانه بدهد اما به اعتقاد تیم احمدی نژاد، طرح این شعار می تواند به کلید پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری 96 تبدیل شود. اگرچه برخی تردیدهایی در مورد تحقق این سناریوی انتخاباتی مطرح کرده اند. با این حال حول و هراسی در دل ناظران ایجاد شده که مبادا طرح چنین شعار مردم فریبانه ای بتواند مسیر انتخابات را منحرف کند. از یادها نرفته که در انتخابات ریاست جمهوری 1384 هم یکی از کاندیداها با طرح این شعار تا آستانه پیروزی پیش رفته بود.

همین که تحلیل گران همواره دلواپس موفقیت شعارهای عوام فریبانه هستند این مسئله را مطرح ساخته که آیا جامعه ایران زمینه هایی برای پذیرش پوپولیست ها دارد؟ آیا همچنان باید نگران قدرت گرفتن پوپولیست ها در ایران باشیم و تحقق چنین رویدادی چه تبعاتی برای کشور به دنبال خواهد داشت؟

اصالت مردم!

پوپولیسم را اصالت مردم تعریف کرده اند. بعضا آن را عامه گرایی و گاه عوام فریبی هم خوانده اند. اینکه هر چه مردم بخواهند و بگویند باید محقق شود. باید دنبال مردم رفت و در جستجوی رضایت عامه بود. ظاهر امر هم زیباست چه آنکه اساسا در نظام دموکراسی قرار است مردم بر مردم حکومت کنند و چه چیزی از این بهتر که خواسته های مردم سرمنزل مقصود حاکمان قرار گیرد. پوپولیست ها فریاد می زنند که به دنبال کاری هستند که مردم از آن کار خوش شان می آید و منطبق بر رأی و نظر مردم است. از همین رو است که رها کردن مصالح حقیقی مردم و فدا کردن آنها به پای امیال روزمره و زودگذرشان دنبال می شود تا برای چندی اقبال آنها به دست آید.

نخبگان و نخبگی کنار زده می شود و عوام زدگی و عوامانه بودن ترجیح داده می شود. تلاش می شود به جای اقبال در میان متخصصان و دانشمندان، کارآفرینان و سرمایه گذاران و تولیدکنندگان، نظر مردم عادی جلب شود که احتمالا برای مدت ها زیر بار مشکلات بوده اند؛ از وعده های قبلی کام نگرفته اند و اینک به ندای منادیانی پاسخ می دهند که انکار تمام ساز و کارهای پیشین از جمله طبقات مسلط و برخوردار را ادعا دارند.

پوپولیسم ایرانی

پوپولیست ها معتقدند بدون هیچ واسطه حزبی با نهادی نماینده مستقیم مردم هستند و لذا خود را ملزم به پاسخگویی به هیچ نهاد سیاسی نمی دانند؛ نخبگان سیاسی و نهادهایی را که به شیوه عملکردشان نگاه منتقدانه دارند بر نمی تابند و همگی را با ادعای ضدیت آنها با مردم به زیر سوال می برند.

محمود سریع القلم هنگامه قدرت گرفتن پوپولیست ها را زمانی می داند که «در یک جامعه بخواهند تصمیم بگیرند به جای آنکه سراغ خردمندان، بزرگان فکر و جامعه شناسان و متخصصان بروند با یک روح و حال عمومی تصمیم می گیرند.» او ادامه می دهد: «پوپولیسم در واقع یک نوع مزاج است. تصمیم گیری بر اساس آنچه امروز، شاید هم دیروز یا فردا می خواهد اتفاق بیفتد پوپولیسم فاقد دوره زمانی است، نه با گذشته کار دارد نه با آینده، نه با استدلال کار دارد، نه با مطالعه بلکه نوعی عوام فریبی است. برای راضی کردن مردم یک جامعه برای سه هفته آینده در آمریکای لاتین که این پوپولیسم شکل گرفت یک ارتباط تنگاتنگی با دیکتاتوری آنجا دارد، به طوری که در آن منطقه برای اینکه رهبران سیاسی اقتدارگرا بتوانند حمایت عامه مردم را داشته باشند به پوپولیسم روی آوردند. بنابراین پوپولیسم یک حس زمانه است، یک خواسته مقطعی، یک روحیه مقطعی و یک مزاج کوتاه مدت است.»

مزاج کوتاه مدت البته که سیاست های کوتاه مدتی را می پسندد که در مدت زمانی کوتاه خواسته های مقطعی مردم را برآورده سازند؛ هر چند بهایی گزاف در پی داشته باشد.

ویژگی های پوپولیسم ایرانی

* بی اعتقادی به نهادهای نظام مردم سالاری: پوپولیست ها اساسا ساز و کارها و چهارچوب های رسمی و بوروکراتیک را موانعی در راستای شکل گیری یک نظام مردمی تعریف می کنند. آنها فریاد می زنند که همه هدف ما خدمت به مردم است. حال آنکه ساز و کارهای نهادی نظام های معمول دموکراتیک موانعی برای خدمت رسانی ما به مردم هستند. یکی از بزرگترین آسیب های ویرانگر دوران دولت های نهم و دهم بی رحمی آنها در نابود ساختن نهادهایی بود که نقش تنظیم گر و سامان بخش حوزه های گوناگون را داشتند. انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی، خدشه به استقلال بانک مرکزی و تصمیم گیری شخصی در قبال توزیع منابع و درآمدهای کشور، حزب ستیزی و تلاش برای حذف احزاب و نهادهای مدنی از نشانه های این رویکرد بود.

* نخبه ستیزی: در دولت های پوپولیست حمایت نخبگان و نیروهای شناخته شده سیاسی نه یک فضیلت که امری مذموم دانسته می شود. رییس دولت قبل و مقام های ارشد آن با وجود حمایت اولیه اصولگرایان و نیروهای حزب اللهی از آنها، به این مهم افتخار می کردند که علاوه بر اصلاح طلبان، تقریبا اکثریت نخبگان اصولگرا چشم دیدن دولت شان را ندارند. آنها نخبگان سیاسی جامعه را به سهم خواهی از دولت متهم می کردند. فریاد می زدند که این دولت جز «مردم» وامدار کسی نیست و از همین رو بی اعتنایی آنها به سهم خواهی های نیروهای پر داعیه سیاسی مخالفت آنها را برانگیخته است. از همین رو بود که اجماع نخبگان ایران به ضرورت پایان کار دولت قبل شاید از زمینه های کم نظیر اجماع نخبگان ملی ایران بر یک موضوع فراگیر باشد.

* ابزاری در خدمت جریان هایی با ایدئولوژی های متضاد: رویکردهای پوپولیستی البته تنها در خدمت یک حزب و گروه و جریان سیاسی کشور قرار نگرفته است. بی انصافی است اگر برای توصیف پوپولیسم در ایران تنها انگشت اشاره به سمت دولت برده شود. آنچه در انتخابات ریاست جمهوری 1384 اتفاق افتاد و یکی از نامزدها وعده پرداخت یارانه 50 هزار تومانی را داد و با کمک آن تا آستانه پیروزی هم پیش رفت، از نمونه های بارز رفتارهای مردم پسندانه هستند. نامزدی که اتفاقا مشاورانی لیبرال داشت. در همین دولت هم مسئولانی که پرداخت یارانه را مصیبت عظمای خود می خوانند حاضر به ترک آن نیستند؛ چرا که از عواقب مردمی آن نگرانند و از همین رو خسارات ملی آن را می دهند تا صدمات مردمی آن را متحمل نشوند.

* یکسان انگاری مردمان: در گرایش های پوپولیستی معمولا تلاش می شود کلیه اقشار بدون توجه به تفاوت های شان در یک سبد گذاشته شوند و معیار قضاوت قرار گیرند. دوگانه سازی هایی که معمولا برای تخریب مخالفان و زیر سوال بردن آنها مورد استفاده قرار می گیرد. اینکه اشرافیت و بالاشهری ها در برابر ضعفا و اقشار کمتر برخوردار قرار دارند. اینکه فاسدان در برابر کسانی قرار دارند که تلاش برای افشای مفاسدشان را دارند. ساده سازی هایی که برای تهییج مردم و بر انگیختن آنها علیه اقشاری خاص مورد بهره برداری قرار می گیرد.

* توهم توطئه: از دیگر ویژگی های پوپولیست ها که برای اقناع مردمی و توجیه آنها برای توضیح کیفیت اتفاقات پیش رو مورد استفاده قرار می گیرد، توطئه انگاری و طرح مقصرانی در دور دست است. این دولت ها معمولا از کفایت و کارآمدی لازم برخوردار نیستند و از همین رو برای توضیح تمامی اشتباهات و ناکارآمدی هایی که کم هم نیستند اشاره به توطئه انگاران و مقصران داخلی و خارجی در قالب مانع های اصلی پیشبرد برنامه ها به عنوان ابزاری برای توضیح اشتباهات صورت می گیرد. 

در دولت قبل که ناکارآمدی مدیریتی و اشتباهات تاثیرگذار از ویژگی های غیرقابل انکار آن به شمار می رفت همواره تلاش می شد بحران های اقتصادی و سیاسی به پای دشمنانی نوشته شود که مانع کار دولت هستند. گویا توطئه سازان همواره وجود داشته و به صورت دائمی در راستای صدمه زدن به دولت فعال بودند.

* تهییج عمومی، ساده سازی مفاهیم: نیروهای پوپولیست برای تهییج عمومی می کوشند با ساده سازی پیچیده ترین مفاهیم به قولی آنها را مردمی کرده و همراهی توده ها را برانگیزند. ساده سازی مفاهیم ابزاری برای ساده کردن مردم و سوءاستفاده از آنها هم هست، چنان که از این طریق پیچیدگی های پدیده های لاپوشانی شده و مخاطبان پیام جذب آن می شوند. در خصوص مسئله هسته ای از یادها نرفته که چگونه رییس جمهور قبلی از تولید انرژی هسته ای توسط دختربچه ای در آشپزخانه می گفت. در مورد بسیاری از پدیده های دیگر همچون مبارزه با فساد هم محمود احمدی نژاد تلاش می کرد با طرح نام چند سرمایه دار یا چهره شاخص از عزم خود برای مبارزه با فساد بگوید و مردم مخاطب خود را علیه آنها تهییج کند.

زمینه های فکری و تاریخی ظهور پوپولیست در ایران

برخی تحلیلگران مسائل اجتماعی ایران در توضیح علت قدرت گیری پوپولیست ها در ایران به زمینه های فکری و اندیشگی اشاره کرده اند. سعید حجاریان در مقاله ای به ورود برخی آموزه های فکری به فضای سیاسی ایران اشاره کرده که بر فرهنگ سیاسی ایران تاثیر گذاشته اند. او از مائوئیسم یاد می کند که «یک دیدگاه تمام خلقی داشت و خلق ها در اینجا یعنی همه خلق؛ یعنی پوپولیسم.» او مجرای دوم ورود پوپولیسم به ایران را جهان سوم گرایی می داند.

حجاریان همچنین از ارتباط ایرانیان با اعراب یاد می کند که بر مبارزان ایرانی (به ویژه چپ های مذهبی) تاثیر داشت. همچنین الگوهای آمریکای لاتین و روس ها هم با تاثیری که بر اردوی چپ های ایرانی گذاشته اند، برخی انگاره ها را در فرهنگ سیاسی ایرانیان نهادیه کرده اند. مثلا اینکه «روشنفکر» بد دانسته می شد چون نق می زد و کار یدی نمی کرد. در حالی که «خلق» خوب بود چون مولد بود. حجاریان از تاثیر پوپولیسم حزب توده هم یاد می کند که در همین راستا در فضای پیش از انقلاب بر مبارزان انقلابی تاثیر می گذاشت.

محمود سریع القلم، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی تهران هم معتقد است در روحیه ایرانی یک لایه خفته و بعضا فعال پوپولیستی وجود دارد. او بر این باور است که پوپولیسم در ایران دو ریشه تاریخی دارد: نخست فقر اقتصادی و دوم فقر فرهنگی و فکری. او به سوابق کمونیست های ایران در 80 سال گذشته باز می گردد که بسیاری از آنها از خانواده های فقیر و مناطق دور افتاده کشور و با نارضایتی از اوضاع اجتماعی بر آمده اند و در فضیای که خلأهای فراوانی وجود دارد، سراغ کمونیسم رفته اند. بر اساس روایت سریع القل در ایران همواره دغدغه توزیع نابرابری وجود داشته است. وی اشاره می کند که در طول تاریخ امپراتوری ایرانی به دلیل حاکمیت ظلم و ستم و سرکوب اقوام و جامعه ایرانیان همیشه با مشکل توزیع امکانات و درآمدها مواجه بوده اند. وی یکی از علت های علاقه ایرانیان به وازه عدالت را هم همین موضوع می داند.

زمینه های اجتماعی ظهور پوپولیست در ایران


بیشتر صاحبنظران و تحلیلگران سیاسی بر این باورند که توزیع نابرابر اقتصادی و شکاف اختلاف طبقاتی زمینه ساز شکل گیری دولت ها و حتی جنبش های اجتماعی پوپولیستی در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران هستند.

سیاست ها و تبلیغات پوپولیستی در جوامعی اقبال پیدا می کنند که توزیع درآمدها نابرابر باشد و گروه یا دهک های پایین جامعه از نظر اقتصادی در برابر شعارهای پوپولیستی، سریعا واکنش نشان دهند و منجر به ظهور دولت پوپولیستی شوند.

آنچه در کشور ما در دهه های پس از جنگ رخ داده، حکایت از آن دارد که مشکلات اقتصادی در طبقات پایین و متوسط جامعه و بروز مشکلاتی همچون اشتغال، زندگی روزمره این گروه های اجتماعی را آسیب پذیر و در معرض مشکلات عدیده قرار داده است. به عنوان نمونه بحران اشتغال تنها به اقشار پایین جامعه محدود نشده که حتی بسیاری از طبقات تحصیلکرده جامعه با مدرک فوق لیسانس و دکترا جویای کار باشند.

در مجموع گسترش نابرابری میان طبقات پایین و بالای جامعه از دیگر ویژگی های جامعه ایران در سال های گذشته به شمار می رود. بسیاری از تحلیلگران پیروزی محمود احمدی نژاد در سال 1384 را نتیجه بالا رفتن نابرابری و بی عدالتی در طول سال های دوران سازندگی و اصلاحات می دانند. در حقیقت بی توجهی اصلاح طلبان به مطالبات اقشار پایین جامعه را به عنوان زمینه ای برای عدالتخواهی ایرانیان در برهه زمانی انتخابات 1384 تحلیل می کنند.

پوپولیسم ایرانی

آنچه در شرایط کنونی کشور هم باعث نگرانی نسبت به بازگشت شعارهایی همچون یارانه 250 هزار تومانی و فرصت اقبال به آنها شده، همین نابرابری رو به افزایش در جامعه ایران است. برخی اقتصاددانان هم با اشاره به سیاست های نولیبرالیستی دولت روحانی نسبت به اینکه افزایش نابرابری در کشور مجددا افزایش یافته و تاثیر خود را بر رقابت های سیاسی آینده بگذارد، به تیم اقتصادی دولت هشدار داده اند.

جامعه یارای تحمل شوک پوپولیستی دیگری ندارد

شعارها و تبلیغات پوپولیستی در کشورهای آمریکای لاتین به شدت خریدار دارد. در کشورهایی مثل برزیل، ونزوئلا، آرژانتین، بولیوی و ... به دلیل نابرابری درآمدها، توده مردم به دولتی دل می بندند که آموزه های پوپولیستی داشته باشد. یارانه نقدی یکی از چالش های اساسی آموزه های اقتصادی پوپولیستی است. سهم خواهی مردم از پول نفت سر سفره شان (از وعده های دولت های نهم و دهم)، به این چالش دامن می زند. در حقیقت، به واسطه زمینه های مختلف تاریخی و همچنین اجتماعی نوعی روحیه انتظار یکسویه از دولت جهت باز توزیع مستقیم منابع در جامعه رواج یافته است. همین موضوع کار را برای دولت ها و سیاستگذارانی که دوام عمرشان به رأی مردم وابسته است مشکل ساخته و از قضا فضا را برای سیاستمداران پوپولیست مهیا می سازد.

با این حال این موضوع از مسئولیت دولت ها برای تلاش برای کاهش نرخ نابرابری در کشور و کمک به زندگی اقشار پایین جامعه که به شدت در سال های گذشته در برابر تکانه های اقتصادی آسیب پذیر شده اند کم نمی کند. کاهش نابرابری و ارتقای زندگی فرهنگی اجتماعی کلیه بخش های جامعه شاید بهترین نسخه برای جامعه ای باشد که به اندازه کافی از قدرت گیری پوپولیست آسیب دیده و شاید دیگر تحمل یک شوک مجدد پوپولیستی را نداشته باشد.

 

سرویس سیاسی راستین آنلاین 

414 کلیک ها  یکشنبه, 13 تیر 1395 ساعت 09:04
این مورد را ارزیابی کنید
(7 رای‌ها)

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

بالا